TGViewer
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 @red_stary_answer · 9 subscribers
Post #77 250
𝘼 𝙝𝙪𝙣𝙩𝙚𝙧 𝙖𝙩 𝙢𝙮 𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚?...𝙬𝙝𝙖𝙩 𝙖𝙣 𝙝𝙤𝙣𝙤𝙧.
سارا هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد روزی از رووینا کمک بخواد.

اما پرونده‌ای که دستش بود، از هر چیزی که تا حالا دیده بود پیچیده‌تر بود.

و فقط یک نفر رو می‌شناخت که می‌توانست از پسش بربیاید.

رووینا.

وقتی در عمارت قدیمی باز شد، رووینا با لبخند همیشگیش به چارچوب در تکیه داد.

-یک شکارچی... دم خونه‌ی من؟ چه افتخاری.

سارا با اخم گفت:

+زیادی ذوق نکن. فقط به کمکت احتیاج دارم.

رووینا خندید.

-گفتنش برات سخت بود، نه؟

چند ساعت بعد، هر دو داخل مقبره‌ای قدیمی مشغول خوندن طلسم بودن.

سارا از موجودی که از تاریکی بیرون پرید غافلگیر شد، اما قبل از اینکه ضربه بخوره، موجی از جادو هیولا رو چند متر به عقب پرت کرد.

رووینا بدون اینکه نگاهش کنه گفت:

-تمرکز کن، عزیزم. هنوز وقت مردنت نرسیده.

بعد از تموم شدن شکار، سارا نفس راحتی کشید.

+فکر نمی‌کردم جون یه شکارچی برات مهم باشه.

رووینا کتاب طلسمش رو بست و چند قدم بهش نزدیک شد.

-اشتباه نکن... هنوز ازت خوشم نمیاد.

مکث کوتاهی کرد و با لبخند شیطنت‌آمیز ادامه داد:

-ولی اگه قرار باشه کسی جونت رو بگیره... ترجیح می‌دم اون آدم من نباشم.
@red_stary
More from @red_stary_answer
  1. Oct 2, 2026Post #257
  2. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ Leah @red_stary
  3. Oct 2, 2026Post #255
  4. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @Winchester1989H @red_stary
  5. Oct 2, 2026Post #253
  6. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @theotherside_il @red_stary
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →