TGViewer
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 @red_stary_answer · 9 subscribers
Post #219 145
𝐌𝐚𝐭𝐭𝐡𝐞𝐨 𝐯𝐬 𝐓𝐡𝐞𝐨𝐝𝐨𝐫𝐞

لیا از وقتی وارد هاگوارتز شده بود، همیشه با متئو و تئودور دیده می شد.

متئو از همون اول جذبش شده بود؛ اون آرامش و بی‌تفاوتی لیا براش عجیب و جذاب بود.

تئودور هم چیزی نمی‌گفت، اما همیشه حواسش به لیا بود.

یه شب، لیا توی کتابخونه نشسته بود که متئو کتاب رو از جلوی دستش برداشت.

-این کتاب خیلی سنگینه. لازم نیست خودتو اذیت کنی.

لیا اخم کرد.

+خودم می‌تونم.

تئودور از صندلی روبه‌رو گفت:

-بذار خودش تصمیم بگیره.

متئو نگاهش کرد.

-تو همیشه باید دخالت کنی؟

تئودور خونسرد جواب داد:

-وقتی تو نمی‌فهمی کی باید ساکت بشی، آره.

لیا آهی کشید.

+شما دوتا چرا همیشه سر من بحث می‌کنین؟

متئو با خونسردی گفت:

-چون تو برای من مهمی.

تئودور چند ثانیه سکوت کرد.

بعد نگاهش رو به لیا دوخت.

-برای منم.

لیا مات موند.

+شما... جدی اید؟

متئو و تئودور به هم نگاه کردن.

این بار هیچ‌کدوم حاضر نبود کنار بکشه.

@red_stary
More from @red_stary_answer
  1. Oct 2, 2026Post #257
  2. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ Leah @red_stary
  3. Oct 2, 2026Post #255
  4. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @Winchester1989H @red_stary
  5. Oct 2, 2026Post #253
  6. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @theotherside_il @red_stary
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →