TGViewer
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 @red_stary_answer · 9 subscribers
Post #192 98
𝐊𝐥𝐚𝐮𝐬 𝐯𝐬 𝐃𝐞𝐚𝐧

سوگل یه شکارچی بود؛ یکی از معدود آدمایی که کلاوس با وجود تمام غرورش، واقعا بهش علاقه پیدا کرده بود.

کلاوس هیچ‌وقت چیزی بهش نگفته بود. فقط از دور مراقبش بود و هر بار که سوگل تو خطر می‌افتاد، بی‌سروصدا کمکش می‌کرد.

اما کلاوس نمی‌دونست سوگل مدت هاست با دین رابطه داره.

یه شب دین بدون اینکه سوگل چیزی بدونه، برای شکار کلاوس رفت.

همه‌چیز خیلی بد پیش رفت.

دین روی زمین افتاده بود و کلاوس گلویش رو گرفته بود.

-آخرین حرفی داری، شکارچی؟

دین به سختی نفس کشید.

-آره... برو به جهنم.

کلاوس با عصبانیت دستش رو محکم تر کرد.

اما قبل از اینکه کار رو تموم کنه، صدای سوگل از پشت سرش اومد.

+دین!

کلاوس خشکش زد.

سوگل با دیدن دین روی زمین، فورا به سمتش رفت.

کلاوس آروم دستش رو پایین آورد.

چشماش بین سوگل و دین می‌چرخید.

سوگل با عصبانیت بهش نگاه کرد.

+بهش دست نزن!

کلاوس چند لحظه ساکت موند.

بعد نگاهش روی دست سوگل افتاد؛ همون دستی که دور دست دین حلقه شده بود.

ناگهان همه چی براش روشن شد.

More from @red_stary_answer
  1. Oct 2, 2026Post #257
  2. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ Leah @red_stary
  3. Oct 2, 2026Post #255
  4. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @Winchester1989H @red_stary
  5. Oct 2, 2026Post #253
  6. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @theotherside_il @red_stary
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →