-پس چرا اینطوری نگاهش میکنی؟
کستیل چند لحظه سکوت کرد.
-چون فکر می کنم بهش حس دارم.
دین با ناباوری بهش خیره شد.
-چی؟
کستیل نگاهش رو از مینا نگرفت.
-نمیدونم از کی شروع شد. فقط میدونم وقتی تو خطره، نمیتوانم آروم باشم.
دین چیزی نگفت.
چند ثانیه بعد، با صدایی آروم گفت:
-لعنتی...
کستیل برگشت سمتش.
دین آهی کشید.
-چون منم همین مشکلو دارم.
@red_stary