TGViewer
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 @red_stary_answer · 9 subscribers
Post #173 39
𝐃𝐞𝐚𝐧 𝐯𝐬 𝐓𝐡𝐞𝐨

دین برای شکار یه گرگینه وارد یه شهر کوچیک شده بود؛ اما چیزی که انتظارش رو نداشت، این بود که با دو گرگینه روبه‌رو بشه.

رضوان و تئو.

دین از پشت درخت‌ها نگاهشون می‌کرد که ناگهان رضوان برگشت و مستقیم بهش نگاه کرد.

همون یه نگاه کافی بود.

دین اسلحه‌ش رو پایین آورد.

برای اولین بار توی زندگیش، شکارچی بودن براش مهم نبود.

تئو متوجه نگاه دین شد و اخم کرد.

-تو اینجا چی کار می‌کنی؟

دین بدون اینکه چشم از رضوان برداره گفت:

-راستش... خودمم دیگه نمی‌دونم.

رضوان با تعجب بهش نگاه کرد.

تئو جلو اومد و بینشون ایستاد.

-بهتره بری.

دین این بار نگاهش کرد.

-تو کی هستی که بهم دستور میدی؟

تئو با خونسردی جواب داد:

-کسی که خیلی وقته عاشقشه.

دین مکث کرد.

تئو بهش خیره شده بود.

سالها بود رضوان رو دوست داشت.

اما حالا یک شکارچی غریبه، فقط با یک نگاه، چیزی رو درون رضوان دیده بود که تئو تمام این سال‌ها پنهان کرده بود.

و تئو اصلاً قصد نداشت به همین راحتی کنار بکشه.
@red_stary
More from @red_stary_answer
  1. Oct 2, 2026Post #257
  2. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ Leah @red_stary
  3. Oct 2, 2026Post #255
  4. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @Winchester1989H @red_stary
  5. Oct 2, 2026Post #253
  6. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @theotherside_il @red_stary
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →