دین نزدیکتر شد.
-پس این قراره تا کی ادامه پیدا کنه؟
کستیل بدون اینکه نگاهش رو پایین بندازه گفت:
-تا وقتی یکی از ما بفهمه عشقش مهمتر از خواستهی خودشه.
دین تلخ خندید.
-مشکل اینه که هیچکدوممون نمیخوایم ببازیم.
از اتاق کناری صدای مهسا اومد:
+دین؟ کس؟ چرا دوباره دارین آروم حرف میزنین؟
هر دو فورا ساکت شدن.
دین زیر لب گفت:
-چون اگه بفهمه، همهچی خراب میشه.
کستیل به در خیره شد.
-شاید از همین حالام خراب شده.
@red_stary