TGViewer
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 @red_stary_answer · 9 subscribers
Post #154 42
𝐒𝐚𝐦 𝐯𝐞 𝐊𝐥𝐚𝐮𝐬

رزامل مدت ها بود با سم و دین در شکارها همراه می‌شد؛ اما هیچ‌وقت نفهمیده بود چرا هر بار اسم کلاوس می‌اومد، سم این‌قدر عصبی می‌شد.

اون شب، کلاوس جلوی رزامل ظاهر شد.

-بالاخره دوباره دیدمت، لاو.

سم سریع بینشون قرار گرفت.

-ازش فاصله بگیر.

کلاوس با خونسردی خندید.

-هنوز هم همونقدر محافظه کاری، ساموئل.

سم اخم کرد.

-و تو هنوز همون هیولایی هستی که فکر می‌کنه می‌تونه هر کاری دلش خواست بکنه.

کلاوس نگاهش رو به رزامل دوخت.

-من فقط چیزی رو که مدت هاست ارزوشو دارم می‌خوام.

سم با عصبانیت گفت:

-اون یه ادمه نه چیزی که صاحبش بشی.

کلاوس لبخندش رو از دست داد.

-من عاشقشم.

رزامل با تعجب بهش نگاه کرد.

سم هم چند لحظه ساکت موند، بعد با صدایی آروم اما محکم گفت:

-متاسفم، کلاوس... ولی منم عاشقشم.

کلاوس نگاه سردی به سم انداخت.

-پس ظاهرا مشکل بزرگتری از چیزی که فکر می‌کردم داریم.

سم قدمی جلو رفت.

-اگه بهش صدمه بزنی، هرچقدر هم قوی باشی، پیدات می‌کنم.

کلاوس لبخند کجی زد.

-و اگر مجبور بشی بین کشتن من و نجات عشقت یکی رو انتخاب کنی؟

سم بدون مکث جواب داد:

-هر دو رو انجام می‌دم.

@red_stary
More from @red_stary_answer
  1. Oct 2, 2026Post #257
  2. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ Leah @red_stary
  3. Oct 2, 2026Post #255
  4. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @Winchester1989H @red_stary
  5. Oct 2, 2026Post #253
  6. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @theotherside_il @red_stary
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →