TGViewer
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 @red_stary_answer · 9 subscribers
Post #146 58
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 Photo
سولجربوی نزدیکتر شد.
-اگه بعد از این ماموریت زنده موندیم، می‌تونم یه نوشیدنی مهمونت کنم.

دین بینشون ایستاد.

-نه.

سولجر بوی ابروش رو بالا انداخت.

-با تو حرف نزدم، رفیق.

-ولی من دارم جواب می‌دم.

-عجیبه. فکر می‌کردم اینجا خودش می‌تونه حرف بزنه.

دین دیگه چیزی نگفت.

فقط یه قدم جلو رفت و مشت محکمی به صورت سولجربوی زد.

سولجربوی چند قدم عقب رفت و بعد با لبخند خون گوشه لبش رو پاک کرد.

-بالاخره یه کار مردونه کردی.

دین دوباره به سمتش حمله کرد.

چند ثانیه بعد هر دو به جون هم افتاده بودن و صدای مشت‌هاشون کل ساختمون رو پر کرده بود.

لونا با عصبانیت خودش رو بینشون انداخت.

+بسه دیگه!

دین هنوز می‌خواست جلو بره.

-کنار برو، لونا!

-نه!

سولجربوی هم خواست دوباره حمله کنه، اما لونا با تمام زورش عقبش کشید.

-شما دوتا عقل ندارین؟! ما اینجاییم که یه پرونده رو حل کنیم، نه اینکه همدیگه رو بکشین!

دین با عصبانیت به سولجربوی خیره شد.

-فقط یه بار دیگه باهاش لاس بزن.

سولجر بوی لبخند کجی زد.

-پس مشکل اصلیت من نیستم... حسودیته.

دین فکش رو سفت کرد.

لونا اهی کشید.

-خدایا... من چه گناهی کردم

@red_stary
More from @red_stary_answer
  1. Oct 2, 2026Post #257
  2. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ Leah @red_stary
  3. Oct 2, 2026Post #255
  4. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @Winchester1989H @red_stary
  5. Oct 2, 2026Post #253
  6. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @theotherside_il @red_stary
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →