TGViewer
𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐀𝐧𝐬𝐰𝐞𝐫𝐬 @red_stary_answer · 9 subscribers
Post #101 32
𝙄 𝙩𝙝𝙤𝙪𝙜𝙝𝙩... 𝙮𝙤𝙪 𝙬𝙤𝙪𝙡𝙙 𝙗𝙚 𝙝𝙖𝙥𝙥𝙮 𝙩𝙝𝙖𝙩 𝙄 𝙙𝙞𝙚𝙙.
- اگه یه بار دیگه روم اسلحه بکشی، خودم می‌کشمت.

نیلوفر بدون اینکه حتی پلک بزنه، ضامن اسلحه رو کشید.

+بیا امتحانش کنیم

دین پوزخند زد.

-عاشق اعتماد به نفست شدم.

+متقابله.

چند دقیقه قبل، هر دو دنبال یه شیطان اومده بودن.

حالا خودشون اسلحه روی سر هم گرفته بودن.

هیچ‌کدوم حاضر نبود کوتاه بیاد.

درست همون لحظه، دیوارهای انبار لرزیدن و شیطان با خنده‌ای بلند ظاهر شد.

-واقعاً بامزه‌ میشد... قبل از اینکه من بکشمتون، خودتون همدیگه رو می‌کشتید.

شیطان حمله کرد.

دین بدون فکر خودش رو جلوی نیلوفر انداخت.

چاقوی فرشته‌ای رو توی قلب شیطان فرو کرد، اما خودش با شدت به دیوار کوبیده شد.

نیلوفر برای اولین بار ترسید.

وقتی بالای سر دین رسید، خون از کنار لبش سرازیر شده بود.

+وینچستر... هی، چشماتو باز کن.

دین یه چشمشو باز کرد

-فکر می‌کردم... از مردنم خوشحال بشی.

نیلوفر یقشو گرفت.

+خفه شو.

چند ثانیه فقط به هم خیره موندن.

انگار تمام اون دعواها، طعنه‌ها و نفرت‌ها، فقط راهی بودن که هیچ‌کدوم مجبور نشن اعتراف کنن نبودن اون یکی، بیشتر از هر هیولایی می‌ترسونتشون.
@red_stary
More from @red_stary_answer
  1. Oct 2, 2026Post #257
  2. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ Leah @red_stary
  3. Oct 2, 2026Post #255
  4. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @Winchester1989H @red_stary
  5. Oct 2, 2026Post #253
  6. Oct 2, 2026ᶠᵒʳ ᴹʸ ᵈᵉᵃʳ @theotherside_il @red_stary
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →