.
🕷خط تکاملی روانکاوی کوتاهمدت (از فروید تا دوانلو)
نویسندگان یک سلسلهمراتب تاریخی را نشان میدهند:
1️⃣ فروید
ابزارهای اولیه
تکنیک هیپنوتیزم (دکتر برویر) نقطهٔ شروع بود
سپس تداعی آزاد و انتقالو تکنیکهای روانتحلیلگری
«منفعت درمانگر» (سودبخشیِ روانکاوی برای درمانگر، نه بیمار!) را انتخاب کرد که امروز ویژگیهای اصلی روانکاوی کلاسیک را شکل داد
2️⃣ فرنسی (Ferenczi)
برای رسیدن به ناهشیار، راههایی غیر از راه تداعی آزاد پیشنهاد کرد: توصیف رویاها، تکنیک فعال، انجام دادن کارهایی
اما روشش باعث وابستگی بیمار به درمانگر میشد و نتایجش سیستماتیک نبود.
3️⃣رانک (Rank) رواندرمانی اراده
با تأکید بر تمایل و اراده برای رسیدن به ناهشیار
4️⃣الکساندر (Alexander) تجربهٔ عاطفی اصلاحی
مفهوم روان درمانی تفسیری را ایجاد کرد
رواندرمانی تفسیری:
پیوند دادن دفاعها با الگوهای ارتباطی تا روانکاوی کوتاه شود.
5️⃣مان (Mann) رواندرمانی محدودبهزمان
رواندرمانی با محدودیت زمانی را معرفی کرد (۱۹۷۳)اما روی نقاشیِ فعالِ مقاومت بیمار در روند درمان تأکید کرد درمان بیماران شخصیتی را ناممکن میدانست
6️⃣ وولبرگ (Wolberg)
با روش هیپنوتیزمِ منشأیابانه نشان داد بیماران بدون انگیزه هم قابل درماناند
با این حال، هنوز «تفسیر مقاومت» مهمترین عامل درمان تلقی میشد
7️⃣ کوپر (Cooper, ۱۹۷۹)
پژوهشها تفسیر را بهعنوان تکنیک ناقص نشان دادند
✒️جُملگی روانکاوی
🕷https://t.me/ravn100
Post #6061
85
- ❤ 2
- 👍 2