Hossein Hamdieh | حسین حمدیه
آنقدر که لازمه درباره تحریم صحبت نمیکنیم. اینکه تحریم فرمی از جنایت جنگیه و مجازات گروهی و ابزار خاموش کشتار جمعی. اینکه تا پیش از سال ۹۰ و شروع تحریمها، تمام روندها در ایران، از سایز اقتصاد و محدودیت فساد تا نقش اجتماعی زنان و توان جامعه مدنی همه رو به رشد بودند تا اینکه با شروع تحریم و با ژستهای انسانی و به اسم «محدود کردم حاکمیت»، ایران به عنوان یک ملت مورد حمله قرار گرفت.
اینکه حاکمیت نمیفهمید چه بلایی داره سر ایران میاره. فکر میکرد «قبلا هم تحریم بودهایم» و تحریمهای ثانویه هم چیزی مثل آنهاست. که اثری نداره و «کاغذپاره» است و ما در هر صورت کار خودمون رو میکنیم. احمدینژاد، این زباله ابدی و ازلی، رو به ما حقنه کردند و ایران رو بردند در مسیری که نباید. اسمش رو هم گذاشتند «بصیرت».
اینکه گروههایی از جامعه به استقبال تحریم رفتند و برای این جنایت هورا کشیدند. نمیفهمیدند که دارند به پای خودشون شلیک میکنند. نمیفهمیدند استانداردهای زندگیشون چه سقوطی خواهد کرد و تا سه دهه ایران به پیش از سال ۹۰ بازنخواهد گشت. اینکه نفرت از حاکمیت رو توجیهکننده نابودی تدریجی ایران کردند و اسمش رو گذاشتند «فعالیت سیاسی».
اینکه اگر ایران زیر این فشار وحشیانه نابود نشد محصول مفهوم «ملت» بود که خیلی پیش از کشورهای همسایهاش در آن شکل گرفته بود و نیز زیرساخت صنعتیای که نگذاشت کشور از پا بیافتد. و آدمهای نازنینی که هر روز از خواب بیدار میشوند تا نگذارند این سرزمین بمیره. مهندسی که نمیگذاره چراغ خانهها خاموش بشه. معلمی که تلاش داره نسل بعدی بهتری رو تربیت کنه. آنکه مینویسه. آنکه میسازه. آنکه ایران رو وجهالمصالحه دعوا با حاکمیت نمیکنه.
اینکه در نهایت تحریم هنوز آنطور که باید فهمیده نشده و آنقدر که لازمه از آنهایی که میخواستند با این جنایت جلوی رشد ایران رو بگیرند (جدای از اینکه چه کسی بر این خاک حکومت میکنه) نفرت در دل نداریم.
آخ از ایران. این خطه ایران مهین، این وطن من.
@Rasad_Fa
Post #6290
8