سعید صراف
ناسیونالیسم ایرانی متاثر از نازیسم و پارادوکس بزرگ گذشتهگرایی
ما بعد از شکست از مسلمانان دچار یک فروپاشی تمدنی شدیم اما به تدریج خودمونو احیا کردیم و شدیم ایران اسلامی.
در واقع پذیرفتیم که ایران باشیم اما درون یک کل اسلامی.
بعدتر با گرایش به تشیع موضعمون این شد که ما یک قطب اسلامی هستیم و رهبر بالقوه دنیای اسلام یعنی شکست بزرگ رو تبدیل کردیم به فرصت بزرگ.
در همین راستا در دوره صفوی، هرجا اسلام رفته بود، ادبا و فضلای فارسیزبان و شیعه میرفتن و برای ایران با نشر تشیع و فرهنگ ایرانی ظرفیتسازی میکردن.
از تانزانیا و هندوستان تا تایلند.
در این زمینه اگرچه که ما خودآگاهی ملی داریم و داشتیم که ایران یادگار دوره ساسانی هست اما این راز سر به مهر رو پنهان میکردیم تا مشروعیت اسلامیمون از بین نره.
با برخورد سهمگین و در همشکننده ایران و تمدن نوین اروپایی بخشهایی از ایرانیان به خصوص مابین نخبگان مجدد احساس شکست تمدنی کردن.
لذا استراتژی این شد که ما به دین و مرام نوی اروپاییها در میایم و آنچه از ایرانی بودن داریم رو از فیلتر تجدد غربی رد میکنیم تا بشیم ایرانی متجدد.
تجدد با رنگ و بوی ایرانی.
این ماجرا ایرادی بهش نیست، مشکل جایی شروع شد که تجدد ایرانی گره خورد به ناسیونالیسم متجدد ایرانی.
درین نقطه یک تناقض نظری رخ داد.
تناقض این بود که ایرانیان با شکستن کاسه کوزه عقبماندگی بر سر دین اسلام ادعایی کردن که فقط خودشون خریدار بودن.
ادعا این بود که تمدن ایرانی قبل از اسلام خودش اندازه تمدن متجدد غرب پیشرو بوده.
چندین لایه دروغ پشت دروغ برای اعتماد به نفس دادن خودمون به خودمون گفتیم.
تمدن ایرانی پیش از اسلام نه تنها به قوت تجدد امروز نبوده بلکه به پای دستاوردهای خلافت عباسی نمیرسه.
البته این به معنی این نیست که اعراب باعث رشد ما شدن، اسلام به عنوان یک نرم افزار جدید باعث پویایی ما شد و خودمون یک انقلاب سیاسی فرهنگی کردیم، دین زرتشتی و حکومت ساسانی مانع شکوفایی بیشتر ایرانیان شده بودن.
ما تمام این دو قرن اخیر که روایت نفرت از اسلام به عنوان عامل بدبختی، که اصلا اینطوری نبوده رو ساختیم، تصور میکردیم که چون ما از شکست از اعراب زخم خوردیم پس غرب میاد درین روایتسازی با ما سهیم میشه که ایران رو اسلام خراب کرده و ما به زور به غرب حالی خواهیم کرد که مای متجدد برگشتیم به اون ایران باستانی که از تو سر بوده.
غرب پیش ازینکه از اسلام متنفر باشه از ایران باستان متنفره.
غرب این روایت مارو نخواهد خرید.
غربی اگر روشنفکر باشه و بخواد به ایران باستان نگاه منصفانه داشته باشه، چندین برابر نسبت به اسلام انصاف به خرج خواهد داد.
شما محال ممکنه، تاکید میکنم، محال ممکنه که غربیای پیدا کنید که بیاد اسلام رو بکوبه و ایران باستان رو بالا ببره، از دید غرب، ایران باستان نسخه قدیمیتر شرقه و طبیعتا اسلام یک نسخه آپگرید شده تر از شرق هست.
تفکر تمجید ایران باستان ناشی از تبلیغات آریاییگری نازیها بود که این نگاه مابین غربیها خریداری نداره.
غرب زخم خورده ایران باستان هست.
آریاییگری صرفا سابقهسازی برای آلمان در برابر باقی اروپا بود، جریان اصلی غرب خریدار روایت آلمانی نبوده. اصلا دیگه تفکر نازیسم بخشی از تفکر غرب نیست، به زبالهدانیشون فرستاده شده.
ما اگر بخوایم تجددی که با اسلام رخ داد رو نفی کنیم عملا داریم ارتجاعی و متحجرانه رفتار میکنیم.
اگر بخوایم با فرمول افراطی مدعی تجددخواهی باشیم راهی نداریم جز اینکه منطقا هم گذشته پیشااسلامیمون رو رد کنیم و هم تاریخ اسلامی.
پس نتیجه اینه که ما نمیتونیم آیندهمونو در گذشته جستجو کنیم، این گذشتهگرایی نه تنها درباره دوره پهلوی جواب نمیده بلکه درباره دوره ایران باستان هم جواب نمیده.
البته درباره اسلام هم برگشتن به اسلام اولیه جواب نمیده.
بهترین شیوه همینه که مرحله به مرحله فیلتر کنیم.
از ایران پیشااسلامی زبان فارسی، از دوره اسلامی معنویت، توصیه به علمآموزی و اخلاق اسلامی و از تجدد فناوری و جمهوریت.
ما نباید پرچم رهبری دنیای اسلام رو رها کنیم.
باید رهبر تجددخواهی مسلمانان باشیم که میشه همین ایده جمهوری اسلامی که روزی شاید ختم بشه به جمهوری بزرگ اسلامی.
@Rasad_Fa
Post #6168
6