Amir MCH. چاهکی
در زندگی پرماجرای خود خیلی چیزها دیدم، شنیدم و خواندم؛ از ساواک، کاگب و… اما در بخشهایی از این «میدان »خضر حیدری دندان بر هم میساییدم و نیز لحظاتی نفس در سینهام حبس میشد.
قانعیفرد یا نمیداند و نمیفهمد چه میگوید و یا فکر میکند که پاسخگوی همه این اتهامات و توهینها که در مورد دیگران گفت نخواهد بود.
مهدی فتاحپور از شکنجههای ساواک گفت و بیانش برایش پس از سالها هنوز سخت بود.
سال ۵۵ یا ۵۶ و دوران کودکی و نوجوانی، چند نفر از خویشاوندان نزدیک را ساواک به ظن اطلاع از محل فرد مورد تعقیب آنها، ( که برخی اوقات در جمع فامیلی ما بود،) دستگیر کرد و مدتی کوتاه در بازداشت داشت و آزاد کرد. ولی در همان چند روز آنقدر بر کف پای یکی از اقوام ما که هنوز خیلی جوان بود شلاق با کابل زده بودند که حتی راه نمیتوانست برود و من یادم هست که بغض کرده، با او به درمانگاه محل هم رفتم.
هیچکس از خویشاوندان تصور هم نمیکرد که فرد مورد نظر ساواک میتواند با چریکهای فدایی در ارتباط باشد. ولی او را ساعتها شلاق زدند و او از هیچ چیزی باخبر نبود…. حال کسانی می گویند شکنجه در دوران پهلوی نبود ؟
سخت است بیشتر نوشتن… در بامداد برلین….
دادخواهی برای جلوگیری از شکنجه و تکرار این جنایت علیه بشریت در آینده ایرانمان است نه انتقام .
با هر دیدگاه سیاسی که هستید، مشروطهخواه، جمهوریخواه و یا… برنامه را ببینید و نظرتان را بنویسید. باز هم خواهم نوشت و خواهم گفت.
@Rasad_Fa
Post #6079
6