IAR Political Organisation
سعید قاسمینژاد در توییتی اخیر، از تحریم ایرانخودرو و سایپا ابراز خرسندی کرده و این تصمیم را «عالی» توصیف کرده است؛ تصمیمی که به گفته او، سالها برای تحقق آن تلاش کرده است. او همچنین خواستار گسترش تحریمها به سایر خودروسازان و قطعهسازان و حتی شرکتهای مرتبط با صنعت خودروسازی ایران شده است.
این نگاه، از آن جهت قابل نقد جدی است که پیامدهای چنین تحریمهایی الزاماً متوجه مقامات و ساختارهای حکومتی نمیشود، بلکه میتواند مستقیماً زندگی و معیشت صدها هزار شهروند عادی ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد.
ایرانخودرو و سایپا، در مجموع، حدود ۱۰۸ تا ۱۱۰ هزار نیروی مستقیم در مجموعههای خود دارند. این افراد شامل کارگران خطوط تولید، تکنسینها، مهندسان و کارکنان اداری هستند و هر یک از آنها مسئول تأمین معاش یک خانوادهاند. با تشدید تحریمها، دسترسی به قطعات و مواد اولیه دشوارتر میشود، هزینه تولید افزایش مییابد، تولید کاهش پیدا میکند و احتمال کاهش شیفتهای کاری، تعدیل نیرو و بیکاری افزایش مییابد.
پیامدهای این وضعیت نیز به کارکنان مستقیم این دو شرکت محدود نخواهد ماند. صنعت قطعهسازی، حملونقل، خدمات پس از فروش و مجموعه بزرگی از کسبوکارهای وابسته به صنعت خودرو نیز از کاهش تولید و اختلال در فعالیت این شرکتها آسیب خواهند دید. برآوردهای پیشین نیز از اشتغال غیرمستقیم صدها هزار نفر در زنجیره گسترده صنعت خودرو حکایت داشته است.
برای مردم عادی، نتیجه چنین سیاستی میتواند کاملاً ملموس باشد: کاهش عرضه خودرو، افزایش قیمت، افزایش هزینههای حملونقل و تشدید فشار تورمی. افرادی که سالها برای خرید یک خودروی معمولی پسانداز کردهاند، ممکن است با افزایش بیشتر قیمتها عملاً از خرید آن بازبمانند. در سوی دیگر، کارگر یا کارمندی که درآمدش به فعالیت این کارخانهها وابسته است، با خطر از دست دادن شغل و به خطر افتادن معیشت خانواده خود مواجه خواهد شد.
این افراد را نمیتوان با ساختار سیاسی یا مقامات ارشد یکسان دانست. آنها کارگران، تکنسینها، مهندسان و کارمندانی هستند که خود نیز در شرایط دشوار اقتصادی کشور زندگی میکنند و مانند میلیونها ایرانی دیگر، هزینه تورم و کاهش قدرت خرید را میپردازند.
ادعای اینکه «تحریم فقط به حکومت ضربه میزند» نیز با تجربه سالهای گذشته سازگار نیست. در عمل، فشار اقتصادی بر صنایع کلیدی میتواند پیامدهایی گسترده برای جامعه داشته باشد. در حالی که برخی مدیران، صاحبان قدرت و شبکههای برخوردار از منابع و ارتباطات ممکن است امکان دور زدن محدودیتها یا دسترسی به منابع جایگزین را داشته باشند، کارگر خط تولید چنین گزینههایی در اختیار ندارد.
بنابراین، ابراز خوشحالی از تحریم شرکتهایی که بخش قابلتوجهی از اشتغال صنعتی کشور و زنجیرهای گسترده از فعالیتهای اقتصادی را پشتیبانی میکنند، در نهایت میتواند به معنای پذیرش پیامدهایی مانند بیکاری دهها هزار نفر، افزایش هزینه زندگی میلیونها شهروند و تشدید فشار اقتصادی بر طبقات متوسط و پایین جامعه باشد.
اگر هدف، بهبود شرایط زندگی مردم و فراهم کردن زمینه برای آزادی و رفاه بیشتر است، سیاستی که هزینه اصلی آن را کارگران، کارکنان و خانوادههای آنها پرداخت میکنند، دشوار است بتواند به چنین هدفی منجر شود. تحریمهایی از این دست، پیش از آنکه لزوماً ساختار قدرت را تضعیف کنند، میتوانند بار اقتصادی سنگینتری بر دوش مردمی بگذارند که کمترین نقش را در تصمیمگیریهای سیاسی دارند.
#زن_زندگی_آزادی
#پاينده_ایران
@Rasad_Fa
Post #5393
16