TGViewer
Channel Public Channel
This poem of mine 🌊🥀🪐

This poem of mine 🌊🥀🪐

@raindrooping

A liztomanians world
Anon: @PoemOf_bot
Subscribers
313
Photos
393
Videos
83
Links
527

Showing posts older than #3831 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #3830 207
This poem of mine 🌊🥀🪐 وای ایلیا مدل موهای جدیدت🛐🛐🛐🛐
فدات بشم
Post #3829 223
وای ایلیا مدل موهای جدیدت🛐🛐🛐🛐
Post #3827 215
This poem of mine 🌊🥀🪐 The Rolling Stones – Jealous Lover
اینو چطوری به سبک خودم بخونم😭
  • 👾 3
Post #3826 208
This poem of mine 🌊🥀🪐 The Rolling Stones – Jealous Lover
پشمام آهنگ جدید دادن؟
  • 🌚 3
Post #3824 220
This poem of mine 🌊🥀🪐 Video message
پاشو آهنگ جدید رولین استونز رو کاور کن
  • ❤ 3
Post #3822 212
💧💧 : 💧 💧
  • 🐳 8
Post #3819 297
Do it anyway?
  • 👍 21
Post #3818 300
Wanted to cover 4th of July for 4th of July, and the internet wasn't internetting
  • ❤ 10
Post #3817 309

Forwarded from گم گشته (Padra)

امشب،
روی بالکن نشسته بودم.

نه برای فکر کردن،
فقط برای آنکه کمی از خودم دور شوم.
گاهی یک جمله کافیست تا آدمی را برگرداند
باد آرام می‌آمد،
شهر همان شهر بود،
و من بی‌اختیار
آن پیام را باز کردم.
فقط چند کلمه خواندم.
«پنج روز دیگر شش ماه است…»
ادامه‌اش را دیگر نتوانستم.
انگار چیزی درونم
بی‌اجازه فرو ریخت.

برای چند لحظه
نه بالکن را می‌دیدم،
نه خیابان را،
نه حتی خودم را.
فقط نشسته بودم
و از خودم می‌پرسیدم:
چرا من؟

چرا هر بار که فکر می‌کنم
شاید این بار
دیگر نوبت اندوه نیست،
باز هم نام کسی
در میان نبودن گم می‌شود؟

یک‌بار،
سال‌ها پیش،
در روزهایی که خیابان‌ها
صدای جوانی را فریاد می‌زدند،
دوستی را از من گرفتند.
فکر می‌کردم
آدم به نبودن عادت می‌کند.
نمی‌کند.
فقط یاد می‌گیرد
چطور با جای خالیِ آدم‌ها
زندگی کند.

و امشب،
آن چند کلمه،
تمام آن جای خالی‌ها را
دوباره از خواب بیدار کرد.

بعضی‌ها می‌گویند
زمان مرهم است.

شاید.

اما هیچ‌کس نمی‌گوید
گاهی یک جمله،
می‌تواند تمام آن ماه‌ها و سال‌ها را
از نو آغاز کند.

امشب فهمیدم
غم،
هیچ‌وقت در گذشته نمی‌ماند.

فقط آرام می‌نشیند
تا روزی که
یک جمله،
یک نام،
یا یک خاطره،
دوباره دستش را بگیرد
و تا قلب آدم بیاورد.

عجیب است…
زمان را همیشه چیزی می‌دانستم
که فاصله می‌اندازد.
اما بعضی غم‌ها،
فاصله را هم از یاد می‌برند.
شش ماه،
شش سال،
یا یک عمر…
برای بعضی نبودن‌ها
اعداد فقط شکل دیگری از سکوت‌اند.

امشب،
زیر این آسمان،
به این فکر می‌کنم
که آدم‌ها
واقعاً چه زمانی از دنیا می‌روند؟

آن روز که چشم‌هایشان بسته می‌شود؟
یا روزی که آخرین نفر،
آخرین بار،
نامشان را در دل تکرار می‌کند؟

دلم می‌خواهد باور کنم
هیچ انسانی
به اندازه‌ی خاکی که روی او ریخته‌اند،
تمام نمی‌شود.

شاید
تا وقتی کسی
میان یک شب آرام،
بی‌اختیار یادش می‌افتد،
هنوز چیزی از او
در این جهان
نفس می‌کشد.

و امشب،
میان این همه ستاره،
یکی را انتخاب نمی‌کنم.

همه‌شان
برای یادِ کسی می‌درخشند
که نبودنش،
هنوز برای یک نفر
به اندازه‌ی تمام آسمان
سنگین است.
  • 💔 10
  • ❤ 3
Post #3816 301
فاز استتیک گرفتم-
Fuck social media standa-
  • ❤ 9
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →