سکوت میکنم که این سکوت منطقی تره
صحبتی که میخوام بکنم بهم احساس شرم میده
هر نفسی که میکشم فقط به خودم نفرت میبخشم
نفرین بر منی که هنوز زندم و افرادی زیر خاکن که مردن
اگر من بد حساب میشم، افرادی که این دور و زمونه جشن و پارتی میگرفتن رو نمیفهمم
من جلوی چشمم آدم کشتن
دوستم رو از دست دادم
افرادی دیدم که زار میزدن
پیانیستی دیدم که انگشتانش قطع شد
فوتبالیستی دیدم که پا نداشت
عکاسی دیدم که چشمش تخلیه شد
یک بیمارستانی رو دیدم که با وجود اینکه میدونست قراره بمیره جنگید
ما کییم؟ ما با چه جراتی میگیم جنگیدیم؟
من الان بخوام سعی نام کشته ها رو بزارم یک سال طول میکشه
بعد بیاین بگین خدا وجود داره...
Post #3697
218
- 💔 8