.
تحلیل کیس واقعی:
خود تحقیری بخاظر پیشرفت خوب نیست. این سبک بخصوص در افراد درونگرا زیاد هست- ایزنگ می گه درونگرا به تنبیه بیش از پاداش حساس هستند.
هفته ای پیش مراجعی داشتم با نشانه های اولیه افسردگی مزمن
من دیدم بعضی از افراد عادی هم اینطور هستند گفتم حرف هاشو پست کنم شاید ما هارو اگاه کنه اینطوری با خودمون رفتار نکنیم
پسری 25 ساله دانشجوی رشته مهندسی برق
مراجع می گفت:
من بیرحمترین آدم زندگی خودم بودهام.
هیچ دشمنی آنقدر که خودم تحقیرم کردم، تحقیرم نکرد.
هیچکس آنقدر که خودم به خودم ضربه زدم، نزدم.
برای هر قدمی که برداشتم، بهجای اینکه بگویم «آفرین، ادامه بده»، زدم توی سر خودم و گفتم:
«پاشو بیعرضه! حرکت کن احمق! تو هیچی نیستی!»
برای هر اشتباه، خودم را محاکمه کردم.
برای هر شکست، خودم را له کردم.
برای هر قدم کوچک، بهجای تشویق، تحقیر نصیبم شد.
من آنقدر خودم را کوبیدم که دیگر چیزی برای کوبیدن نماند.
و حالا ماندهام با آدمی که از درون خسته و غمگین است؛
دلم میخواهد گریه کنم، اما حتی اشکهایم هم انگار قبل از رسیدن به چشم، خفه شدهاند.
حالا فقط یک سؤال توی سرم میچرخد:
من با خودم چه کردم؟
اقدام من روانشناسی با توجه به مزمن بودن انتقاد درونی طرح واره درمانی بود:
از دید طرحوارهدرمانی، این فرد نشانهی فعالشدن طرحوارههای معیوببودن/شرم، شکست و معیارهای سختگیرانه و حضور یک «والد منتقد» بسیار خشن است.
فرد بهجای حمایت از خود، با خودانتقادی، تحقیر و تنبیه تلاش میکند عملکردش را کنترل کند؛ اما نتیجه، فرسودگی، غم و احساس بیارزشی است.
درمان، حرکت از «منتقد تنبیهگر» به «بزرگسال سالم» است؛ یعنی پذیرش خود، همدلی با بخش آسیبپذیر و جایگزینکردن فشار و تحقیر با قاطعیتِ حمایتگر.
نوشته دکتر محسن بیات
🟠 ایتا: eitaa.com/questionkonkorma
🔵 تلگرام: t.me/questionkonkorma
📸 اینستاگرام: instagram.com/dr.mohsenbayat
Post #36773
309