Shut up and calculate!
.
«برای مطالعه یادداشت قبلی، اینجا کلیک کنید.»
.
البته فاینمن بد هم نگفته است. فیریکدانها همان قدر که پیشبینیها و کشفهایشان را از طریق محاسبات ریاضی صورت دهند کار خودشان را انجام دادهاند. حقیقت این است که باید گفت بر مبنای همین شناختهایی که از دنیای اتم صورت گرفته است، اکنون اختراعات محیرالعقولی صورت میگیرد. همینها برای درستی آن شناختها کفایت میکند.حتی اگر آنها برای درک شهودی ما عجیب و غریب باشد و حتی متناقض جلوه کند. همینقدر که اینها توضیح ریاضی داشته باشد، و آزمایشها یا تجربهها هم آنها را تأیید کنند، کفایت میکند. دست کم برای علم کفایت میکند.
در نظر بگیریم، مثلاً موجود هوشمندی هست که فقط دو بُعد دارد. یعنی فقط دو بُعد را میتواند حس کند. فقط نقطه و خط و سطح را میتواند حس کند. یعنی یک چیزی که دنیایش فقط از یک سطح صاف تشکیل میشود. فرض کنیم این موجود هوشمندِ دو بُعدی در جایی در کف اتاق ما زندگی میکند. او آن سایههایی را که هر شب لامپ اتاق ما روی دنیای او می اندازد میبیند. مثلاً سایه گربهمان، سایی خودمان، سایه مهمانهل و غیره. میبیند این سایهها با هم فرق دارند. شکلشان، رنگشان، حرکتشان، اما ماهیتش اجازه نمیدهد آنها را همان طور که هستند حس کند. حتی ممکن است گاهی این سایهها برایش عجیب و غریب هم جلوه کنند. مثلاً گاهی میبیند دو تا از آن سایهها لحظهای در هم ادغام شدند و بعد از هم باز شدند! و این مثلاً آن هنگامی است که ما چند لحظهای گربهمان را بغل کردیم و بعد گذاشتیمش زمین.آیا این که آن موجودِ دو بُعدی نمیتواند این اتفاق را با درک شهودی خودش حس کند، و به نظرش عجیب و غریب میآید، اصل این اتفاق را رد میکند؟ ظاهراً اتفاقات دنیای کوانتوم هم به خاطر یک چنین چیزیست که نامعقول و عجیب جلوه میکند.
اما یک چیز در تفسیر کپنهاگ هست که توضیح ریاضی ندارد. کلاپس ویو فانکشن در تفسیر کپنهاگ تفسیر ریاضی ندارد. همین بود که تفسیر جهانهای موازی را به وجود آورد.Channel: @quantum_by_sedighi
Bot: @physics_sedighi_bot