🎓تخصصیترین کانال برای دانشجویان ارشد|دکتری | پروپوزال، رساله، مقاله ISI، دفاع
💬 مشاوره تخصصی
👇 رزرو مشاوره
👇👇
@hm437
Post #7276
783
داستان غمانگیز از دست رفتن بینایی طه حسین به قلم خودش در «الأیام»
فَقْدَانِ البَصَرِ
از دست رفتن بینایی
فِي أَحَدِ الأَيَّامِ، كَانَ طَهُ حُسَيْنُ طِفْلًا صَغِيرًا فِي قَرْيَتِهِ، يَلْعَبُ وَيَسْتَمِعُ إِلَى أَصْوَاتِ الطَّبِيعَةِ مِنْ حَوْلِهِ، وَلَكِنَّهُ كَانَ يُعَانِي مِنْ اِلْتِهَابَاتٍ فِي عَيْنَيْهِ.
روزی، طه حسین، کودکی خردسال در روستایشان، در میان بازیها و گوش سپردن به صدای طبیعت، با تب وتاب چشمی دستبهگریبان بود.
بِسَبَبِ قِلَّةِ الوَعْيِ الطِّبِّيِّ فِي ذَلِكَ الوَقْتِ، لَمْ يَتَلَقَّ العِلَاجَ المُنَاسِبَ، بَلِ اعْتَمَدَتْ أُسْرَتُهُ عَلَى أَحَدِ المُشَعْوِذِينَ الَّذِي وَصَفَ لَهُ عِلَاجًا زَادَ حَالَتَهُ سُوءا.
در آن هنگام، به دلیل نبود دانش و آگاهی پزشکی، خانوادهاش به افسونگری و سحر روی آوردند که درمانی نامناسب تجویز کرد و وضعیت او را وخیمتر ساخت.
فِي أَحَدِ المَشَاهِدِ المُؤَثِّرَةِ، يَرْوِي طَهُ حُسَيْنُ كَيْفَ كَانَ يَشْعُرُ بِأَلَمٍ شَدِيدٍ فِي عَيْنَيْهِ، وَلَمْ يَكُنْ يُدْرِكُ أَنَّ النُّورَ الَّذِي يَرَاهُ سَيَخْتَفِي إِلَى الأَبَدِ.
در یکی از صحنههای تأثیرگذار، طه حسین از درد شدید چشمانش سخن میگوید، بیآنکه بداند نوری که میبیند، برای همیشه محو خواهد شد.
وَعِنْدَمَا سَأَلَ أُمَّهُ ذَاتَ يَوْمٍ: لِمَاذَا لَا أَرَى كَمَا يَرَى إِخْوَتِي؟
روزی از مادرش پرسید: چرا مانند برادرانم نمیبینم؟
حَاوَلَتْ وَالِدَتُهُ إِخْفَاءَ الحَقِيقَةِ، وَلَكِنَّهَا لَمْ تَسْتَطِعْ كَتْمَ دُمُوعِهَا، فَفَهِمَ الطِّفْلُ أَنَّ بَصَرَهُ قَدْ ضَاعَ إِلَى الأَبَدِ.
مادرش تلاش کرد واقعه ی راستین را پنهان کند، اما اشکهایش او را لو دادند و کودک دریافت که بیناییاش را برای همیشه از دست داده است.
وَرَغْمَ هَذِهِ المَأْسَاةِ، اِسْتَطَاعَ أَنْ يُصْبِحَ أَحَدَ أَعْظَمِ المُفَكِّرِينَ فِي العَالَمِ العَرَبِيِّ، وَهُوَ مَا يَجْعَلُ "الأَيَّامَ" كِتَابًا مُلْهِمًا لِلكَثِيرِينَ.
با وجود این سختی و تراژدی، وی توانست یکی از بزرگترین متفکران جهان عرب شود، و این همان چیزی است که کتاب "الأیام" را برای بسیاری الهامبخش میسازد.
👇🔷👇
@amuzesharabi
فَقْدَانِ البَصَرِ
از دست رفتن بینایی
فِي أَحَدِ الأَيَّامِ، كَانَ طَهُ حُسَيْنُ طِفْلًا صَغِيرًا فِي قَرْيَتِهِ، يَلْعَبُ وَيَسْتَمِعُ إِلَى أَصْوَاتِ الطَّبِيعَةِ مِنْ حَوْلِهِ، وَلَكِنَّهُ كَانَ يُعَانِي مِنْ اِلْتِهَابَاتٍ فِي عَيْنَيْهِ.
روزی، طه حسین، کودکی خردسال در روستایشان، در میان بازیها و گوش سپردن به صدای طبیعت، با تب وتاب چشمی دستبهگریبان بود.
بِسَبَبِ قِلَّةِ الوَعْيِ الطِّبِّيِّ فِي ذَلِكَ الوَقْتِ، لَمْ يَتَلَقَّ العِلَاجَ المُنَاسِبَ، بَلِ اعْتَمَدَتْ أُسْرَتُهُ عَلَى أَحَدِ المُشَعْوِذِينَ الَّذِي وَصَفَ لَهُ عِلَاجًا زَادَ حَالَتَهُ سُوءا.
در آن هنگام، به دلیل نبود دانش و آگاهی پزشکی، خانوادهاش به افسونگری و سحر روی آوردند که درمانی نامناسب تجویز کرد و وضعیت او را وخیمتر ساخت.
فِي أَحَدِ المَشَاهِدِ المُؤَثِّرَةِ، يَرْوِي طَهُ حُسَيْنُ كَيْفَ كَانَ يَشْعُرُ بِأَلَمٍ شَدِيدٍ فِي عَيْنَيْهِ، وَلَمْ يَكُنْ يُدْرِكُ أَنَّ النُّورَ الَّذِي يَرَاهُ سَيَخْتَفِي إِلَى الأَبَدِ.
در یکی از صحنههای تأثیرگذار، طه حسین از درد شدید چشمانش سخن میگوید، بیآنکه بداند نوری که میبیند، برای همیشه محو خواهد شد.
وَعِنْدَمَا سَأَلَ أُمَّهُ ذَاتَ يَوْمٍ: لِمَاذَا لَا أَرَى كَمَا يَرَى إِخْوَتِي؟
روزی از مادرش پرسید: چرا مانند برادرانم نمیبینم؟
حَاوَلَتْ وَالِدَتُهُ إِخْفَاءَ الحَقِيقَةِ، وَلَكِنَّهَا لَمْ تَسْتَطِعْ كَتْمَ دُمُوعِهَا، فَفَهِمَ الطِّفْلُ أَنَّ بَصَرَهُ قَدْ ضَاعَ إِلَى الأَبَدِ.
مادرش تلاش کرد واقعه ی راستین را پنهان کند، اما اشکهایش او را لو دادند و کودک دریافت که بیناییاش را برای همیشه از دست داده است.
وَرَغْمَ هَذِهِ المَأْسَاةِ، اِسْتَطَاعَ أَنْ يُصْبِحَ أَحَدَ أَعْظَمِ المُفَكِّرِينَ فِي العَالَمِ العَرَبِيِّ، وَهُوَ مَا يَجْعَلُ "الأَيَّامَ" كِتَابًا مُلْهِمًا لِلكَثِيرِينَ.
با وجود این سختی و تراژدی، وی توانست یکی از بزرگترین متفکران جهان عرب شود، و این همان چیزی است که کتاب "الأیام" را برای بسیاری الهامبخش میسازد.
👇🔷👇
@amuzesharabi
- ❤ 6



