۱. عَزَّ السِّلاحُ والخُبزُ
«التحق الرجال بجموع الإنقاذ وعَزَّ السلاحُ والخبزُ، صار الفضاء أضيق من خرم الإبرة...»
«مردان به گروههای امداد پیوستند و سلاح و نان کمیاب شد؛ فضا از سوراخ سوزن هم تنگتر گشت.»
۲. صَكَّ أسنانَه
«فأسكتها بلكزة في خاصرتها صكَّ أسنانه صارخًا...»
«با ضربهای به پهلویش او را ساکت کرد، در حالی که دندانهایش را به هم میفشرد و فریاد میزد.»
👇🔷👇
@amuzesharabi
Post #7599
674

- 👍 4