✦━━━━━━━━━━━━━━━━✦
🕯️ سِه گوهرِ نابِ عربی
✦━━━━━━━━━━━━━━━━✦
📜 ضَاقَتْ بِهِ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ
«زمین با همۀ فراخیاش بر او تنگ شد»
✒️ آنگاه که غربتِ دل و بُن بستِ راه، همآغوش گردند، جهان با آنهمه گشادگی چنان بر آدمی تنگ میآید که گویی دیوار بر دیوار است؛ پناهی نمیمانَد جز آهی و نگاهی به آسمان.
▫️ عبارت:
عِنْدَمَا رَأَىٰ خَيْبَةَ الْأَحِبَّةِ وَانْقِطَاعَ السَّبِيلِ، ضَاقَتْ بِهِ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ.
«چون نومیدیِ عزیزان و بُن بستِ راه را دید، زمین بدان فراخی بر او تنگ آمد.»
ــــــــــــــــــــــــــــ
📜 رَجَعَ بِخُفَّيْ حُنَيْنٍ
«با دو کفشِ حُنَین بازگشت»
✒️ روایتِ کهنِ کفشدوزی زیرک به نام حُنَین است که فریب خورد و از شکارِ سود، دستخالی ماند. این ترکیب، تمثیلی است از نقشبازیِ طمع و بازگشتِ شرمسارانه؛ دستافشان رفته، تهیدست برگشته.
▫️ عبارت :
طَمِعَ فِي مُصَاهَرَةِ السُّلْطَانِ وَجَاهَدَ فِي ذٰلِكَ مَا جَاهَدَ، ثُمَّ رُدَّ خَائِباً وَرَجَعَ بِخُفَّيْ حُنَيْنٍ.
«به وصلتِ سلطان طمع بست و جان در این راه نهاد، امّا نهایتاً نومیدانه رانده شد و چون حُنَین، با دو کفشِ خالی بازگشت.»
ــــــــــــــــــــــــــــ
📜 ذَهَبَتْ رِيحُهُ
«بادش فرو نشست»
✒️ برگرفته از آیهٔ شریفه: «وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ». تعبیری است پرطنین از خاموشیِ شکوه و زوالِ هیبت؛ آن شوکتِ روان چون باد، ناگاه فرو میمیرد و از آن همه طمطراق، تنها سکوتی سنگین میمانَد.
▫️ عبارت:
بَعْدَ تِلْكَ الْمَكْرُمَاتِ وَالْهَيْبَةِ الَّتِي كَانَتْ تَسْبِقُهُ، اِنْقَلَبَتِ الْأَحْوَالُ وَذَهَبَتْ رِيحُهُ.
«پس از آن کرامتها و شکوهِ پیشاپیش رونده، روزگار وارونه گشت و بادِ شوکتش یکسره خاموش شد؛ چنان که گویی آن هیبت هرگز نبود.»
━━━━━━━━━━━━━━━━━
📌 این گوهرها را با دوستانِ اهلِ ادب به اشتراک بگذارید؛
🕊️
👇🔰👇🔰👇
@amuzesharabi
Post #7530
562
- 👍 1