أَرَدْتُ أَنْ أَقْتَرِحَ عَلَيْكَ
أَنْ تَدْعُوَنِي إِلَى ذٰلِكَ الْمَطْعَمِ الصَّغِيرِ
فِي شَارِعِ «أَمْسْتِرْدَام»؛
الَّذِي صَاغَ الْأَجْبَانَ الْفَرَنْسِيَّةَ
عَلَى هَيْئَةِ سِمْفُونِيَّةٍ...
وَلٰكِنَّنِي خِفْتُ أَنْ تَخذُلني،
وَأَنْ تَتْرُكَنِي
أَنَامُ بِلا عَشَاءٍ.
✦✦✦
میخواستم به تو پیشنهاد کنم
که مرا به آن رستوران کوچک دعوت کنی،
در خیابان «آمستردام»؛
همانجا که پنیرهای فرانسوی را
به شکل یک سمفونی درآورده بودند...
اما ترسیدم ناامیدم کنی،
و رهایم سازی
تا بیشام به خواب بروم.
👇🔷🔷👇
@amuzesharabi
Post #7406
714
- ❤ 1
- 👍 1