تفاوت غم دارد، عزیزِ من، باور کن.
ما هیچ نمیخواستیم اینجایی باشیم که هستیم، هیچ نمیخواستیم از این چشمانِ گمگشته در غم؛ به اطراف نگاه کنیم و غصه بخوریم و غصه و غصه..
فکر میکنی برای من خوشایند است؟ من ساعتها به گوشهای خیره و در فکر فرو میروم؛ انگار که این غم مرا با خود بُرده باشد.
اما چه کنم، شانس است دیگر.. شاید نوبت من باشد تا با نوشیدنِ زهرِ غصه، ناپدید شوم.
ویلیام، توصیفاتی از غم.