TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.85K
Photos
565
Videos
106
Links
483

Showing posts older than #477 · Back to latest

Older Posts 19 shown
Post #471 150
یک ایده برای هیپنوز اسپشال؛ در راستای زمان بندی خاص مغز!

چرا بعضی مواقع حس می‌کنیم، زمان آهسته تر حرکت می‌کند؟
ر وضعیت های خطرناک ناحیه ای از مغز به نام آمیگدال(بادامک) با دنده سنگین حرکت می‌کند، که متوجه اوضاع باشند. وقتی آمیگدال وارد میدان می‌شود، خاطرات با جزئیات و وضوح بیشتری نسبت به حال معمول ثبت می‌شوند. یعنی یک سامانه حافظه ثانوی فعال میشود. در واقع کار حافظه همین است. ثبت رویدادهای مهم به گونه‌ای که اگر فرد دوباره چنان وضعی قرار گرفت، مغزش اطلاعات بیشتری برای حفظ بقای او داشته باشد. به عبارت دیگر وقتی اوضاع تهدیدآمیز و خطرناک شود از دید مغز بهترین وقت برای یادداشت‌برداری است.

جنبه جالب موضوع این است که مغز عادت به هجوم انبوه اطلاعات (مثلاً سقف خودرو در حال مچاله شدن است، آینه عقب در حال افتادن است و...) برای ذخیره‌سازی در حافظه ندارد.بنابراین وقتی این رویدادها در حافظه از نو تکرار می‌شوند،تصور این است که زمان بیشتر به طول می‌انجامد.یعنی در اصل ما وقایع خطرناک را به شکل حرکت آهسته می‌بینیم. وقتی از خود می‌پرسیم (چه شد؟) جزییات ذخیره شده از حافظه اینطور به ما القا می‌کند که ماجرا با حرکت آهسته اتفاق افتاده است، حال آنکه در عمل اینطور نبود. این تعریف زمانی موقع توجه به وقایعی که از سرگذراندیم پیش می‌آید و نوعی ترفند حافظه برای نگارش داستان واقعیت است.

منبع: کتاب مغز؛ داستان شما.
نویسنده: دیوید ایگلمن


برخلاف مکان که مغز ما حس های زیادی برای درک و محاسبه اون داره(بینایی شنوایی لامسه حس عمقی ) و بخش بزرگی از کورتکس واسه جهتگیری فضایی هستش(پریتال)

مع الاسف برای درک زمان اینهمه دم و دستگاه نداره (چون درک مکان از لحاظ فرگشتی مهمتره) پس لاجرم مغز مجبوره برای درک گذر زمان بصورت غیرمستقیم دست به کار شه

بصورت کلی بدن سه ریتم کلی داره
ریتم اولترادین زیر یک روز سیرکادین حدودا ۲۴ ساعت اینفرادین که بیش از یک روزه و این زمان ها با استفاده از محرک های بیرونی مثل میزان تابش نور به چشم و یه سری محرک درونی مثل یه سری نورون خاص که با فرکانس خاصی در حال فعالیتن تنظیم میشه

اما برای گذر زمان لحظه ای مغز ما فرمولش احتمالا اینه که میاد بر اساس توالی خاطراتمون گذر زمان رو محاسبه میکنه

هرچی المان های بیشتری در اطراف باشه هرچی خاطرات قوی تر باشن هرچی شخص هشیارتر باشه و مغز در حال توجه به اطراف باشه زمان سریع‌تر میگذره و هرچی اتفاقات کمتر باشه مغز سرش خلوت باشه شخص حواسش نباشه گذر زمان دیرتر حس میشه.
Post #469 147
در نوعی کرم لوله‌ای با نام «سی. الگانس» که از باکتری‌ها تغذیه می‌کند، سروتونین در پاسخ به یک اتفاق مثبت، مثلاً یافت شدن منبع غذایی جدید، یا در جنس نر به دلیل یافت جنس ماده آماده جفت‌گیری آزاد می‌شود. زمانی که یک کرم سیر حضور باکتری‌ها را از طریق حواس پوسته خود احساس کند، دوپامین آزاد شده موجب آرام شدن او می‌شود، ولی در صورت گرسنه بودنش، سروتونین نیز آزاد می‌شود، که این نیز خود موجب بیشتر آرام شدنش می‌شود، و به این ترتیب این مکانیسم، باعث بیشتر شدن مدت زمان حضور جاندار در محیط حاوی غذا می‌شود. در این زمان عین حال سروتونین باعث تحرک بیشتر ماهیچه های مربوط به غذا خوردن می‌شود. سروتونین بر سلول‌های حساس به سروتونین منتشر شده، که کارشان کنترل ادراک جاندار از میزان وفور منابع غذایی اطراف است. وقتی بوی غذا به مشام انسان می‌رسد، دوپامین آزاد می‌شود، تا به افزایش اشتها بینجامد. اما بر خلاف کرم‌ها، سروتونین باعث تشدید رفتارهای پیشینیانه در گونهٔ انسان نمی‌شود، در ازای آن، سروتونین آزاد می‌شود.

درحالی که مصرف سروتونین، باعث فعال شدن گیرنده‌های 5-HT2C بر سلول‌های تولیدکننده دوپامین می‌شود. این عمل، موجب توقف آزاد شدن دوپامین توسط آن‌ها می‌شود، و به این ترتیب سروتونین اشتها را کم می‌کند. به این ترتیب، داروهایی که باعث مسدود شدن گیرنده‌های 5-HT2C می‌گردند، مخصوصا در اشخاصی که دارای تعداد کمی از گیرنده‌ها باشند، اشتها را بیشتر می‌کنند.
Post #468 411
کلا یک اتصال جالب بین شمن های آمریکای مرکزی و آسیای شرقی، جن گیر و رمال تو ایران؛ مدیوم ها تو اروپا و آمریکا وجود داره و همشون یک نوع فعالیت دارند.
منتها آیا این افراد بواسطه پتاسیل ژنتیکی اسکیزوفرنی‌ای که دارند، توهم موجودات و غیب بینی میکنند، یا افراد معمولی هستند که با یکسری اعمال خاص باستانی، روانپریش می‌شن؟!
ما دقیقا نمونه مشابه این رو حتی در فعالیت های صوفیه و عرفان مسلک های مذاهب عرفانی تو ایران، گنوسیسم، هندوئیسم و بودائیسم و حتی زوهریسم و کابالائیسم هم می‌بینیم!
Post #467 179
N,N-Dimethyltryptamine (DMT or N,N-DMT, SPL026)

is a substituted tryptamine that occurs in many plants and animals, including humans, and which is both a derivative and a structural analog of tryptamine. DMT is used as a psychedelic drug and prepared by various cultures for ritual purposes as an entheogen.

در آیین فرهنگ‌های آمریکای جنوبی و در مراسم مذهبی برای اهداف شمانیک استفاده می‌شود و روان‌گردان اصلی در معجون آیاهواسکا به حساب می‌آید.

یکی از تجربیات متداول مصرف دی‌ام‌تی دیدار با موجودات شبه انسان اما به گفته مصرف‌کنندگان بیگانه است. ترنس مک‌کنا مردم‌گیاه‌شناس و مدافع معروف مصرف روان‌گردان‌ها بعد از تجربیاتش با دی‌ام‌تی، نام ماشین الف را روی این ماده گذاشت.
Post #466 158
من و همکارم یکسری تحقیق درباره اسکیزوفرن هایی که به عنوان رمال و جنگیر فعال بودند داشتم؛

چند مورد می‌گفتند که وارد یک دوره به نام ( ترک حیوانی) می‌شدند و با نحوردن گوشت و نداشتن هیچگونه سکسی، طی بیش از ۴۰ روز قابلیت دیدن یک دنیای موازی با دنیای ما رو می‌گیرند.
◽حالا ما برامون سوال شده موارد زیر:
1. آیا رژیم غذایی و رفتار های خاصشون موثره؟!
2. علی الظاهر این افراد هیچگونه مصرف مواردی نداشتند. پس چطور تاثیر گرفتند؟
3. یکی وبلاگ گفته بود یک ماده شیمیایی به نام DMT که درون مغز تولید میشه در صورت عدم خروج از بدن طی سکس یا... میتونه تجمیع بشه و ویژگی های مشابه سایکو رو نشون بده؟ حالا این حرف درسته یا جزو دسته سودوساینسه!
Post #465 202
1.اگه توی یه پایگاه داده، Cannabis و Psychosis/ Schizophrenia رو سرچ کنید، صدها مطالعه رو می‌بینید که چند دهه است دارند روی ارتباط این دو کار می‌کنند و این بحث جدی وجود داره که مصرف گل خصوصا در نوجوانی، «ممکنه» احتمال بروز اختلالات سایکوتیک رو به اندازه قابل توجهی افزایش بده.

2. چند نکته:
۱) پژوهش‌های کافی حاکی از همبستگی بالای مصرف گل (خصوصا از نوجوانی) و سایکوز هستند.
۲) پژوهش‌های زیادی حاکی از افزایش ریسک ابتلا به سایکوز در اثر مصرف گل، در افراد مستعد (ژنتیکی و تحولی) ابتلاست.
۳) پژوهش‌های نورولوژیک کافی وجود ندارد که نشان دهد مصرف گل علت سایکوز است.

3. یک مقاله‌ی مروری درباره ارتباط سایکوز و مصرف گل:
https://www.cureus.com/articles/36042-the-association-between-cannabisuse-and-schiz#!/

4. فارغ از اسکیزوفرنی، تحقیقات مختلفی، تاثیر منفی مصرف گل روی کارکردهای اجرایی (Executive function) مثل توجه رو هم نشون دادند.
بنابراین بی‌ضرر بودن گل واقعیت نداره. کلا تجربه نشون داده هیچ ماده محرک/ مخدر/ توهم‌زایی بی‌ضرر نیست، حتی درباره کوکائین زمانی تصور پزشکان بر بی‌ضرری بود!

خواندن این رشته توییت در توییتر @‌saeid_paidar
Cureus The Association Between Cannabis Use and Schizophrenia: Causative or Curative? A Systematic Review Marijuana is one of the most abused substances in the world. Marijuana is getting legalized around the world. So, it is crucial to understand its effect on our mental health. Its impact on the s...
Post #464 1.16K
آیا اسکیزوفرنی هایی داریم که بدون کانفلیکت ایتیولوژی (Conflict aetiology) ایجاد بشوند؟!

الان در کودک زیر ۱۳ سال هم اسکیزوفرنی سیمپتوم هایی داره که نشون میده هست. منتها بدون press یا تاثیر محیط بوجود اومدن!

مصرف سابستنس میتونه فعال کنه؛ یک تحقیقی درباره‌اش می‌کنم
Post #463 158
یک ایده ناب و دارک
ناخودآگاه جمعی به مثابه یک نتوورک (شبکه) که صرفاً بواسطه قوانین فیزیک کوانتوم به دنیای پر هرج و مرج (خائوس) را به یکدیگر بر اساس نظریه همروف، همافزایی الکترونی میکروتوبول های اینسایدِ نوروسل، متصل می‌کند.
Post #461 173
موارد احتمالی ایجاد هالیوسینیشن

- دی‌هیدراته شدن بدن و اختلال بر میزان پتاسیم
- فعالیت بالای حرکات سر (مثل صوفی ها) بر افزایش فعالیت دستگاه سروتونرژیک (باید تحقیق بیشتری بشه که روی هالیوسینیشن چقدر تاثیر داره)
- سیجر های منطقه ای علی الخصوص سیجر های لوب فرونتال (حالت aura هم جالبه، باید بررسی بشه)
Post #456 154
قانون کلوشییر (پیوستار) در مکتب گشتالت
تمایل به دیدین بسته از نقاط که متعلق به یک شی هستند. و اشیاء رو به صورت کلی بیان می‌کنند. مثل دیدن ابر ها که صورت های کلی مختلفی رو برامون تداعی می‌کنند.

قانون ؟
اگر اجزائی با هم حرکت کنند به عنوان شیئی واحد در نظر گرفته می‌شود مثل برگ های درخت

قانون مجاورت (در ساختار گرایی نیز هست)
پیوستار لاینقطعی با ایده کلوشییر.
Post #454 139
جدول مقیاس های بالینی MMPI-2
Post #453 158
شخص افسرده به انتقاد بشدت حساس است. بدبین، ناامید و درمانده است. برای تحت فشار دادن شخص، از انتقاد تند استفاده‌ کنید.

افراد افسرده درباره برخورد با مشکلات مبالغه می‌کنند. با تشدید و تشویق به اغراق درباره مشکل، وضعیت افسرده تشدید می‌شود.
شت چقدر دارک‌ شد.
Post #452 155
درمانگر باید:
اول؛ انگیزه رو بفهمه؛ هنری مورای بهش احتیاج میگه، لوین بهش نیرو میگه!

دوم؛ نحوه‌ی اقدامات مراجع در قبال این انگیزه رو بررسی کنه!

سوم؛ انجام سنجش ها برای شناخت شخصیت مراجع توسط روش عینی(کلینیکال آبزرو؛ MMPI یا...) یا روش فرافکن (TAT و...)
Post #451 157
انواع مقالات
• مقالات پژوهشی اصیل (Original research articles)
•‌ مقاله‌های نظری (Theoretical articles)
• گزارش‌ها و مطالعات مشاهده‌ای (Reports and studies of observations)
• مقالات مروری (Review articles)
• گزارش‌های کوتاه یا نامه‌ها (Short reports or Letters)
Post #450 181
چیزی که ما در مورد وسواس (OCD) فکر میکنیم :
• حساس بودن نسبت به پاکی و تمیزی
• حساس بودن نسبت به تقارن
• داشتن خونه مرتب و تمیز
• لذت بردن از نظم

چیزی که اختلال وسواس (OCD) واقعا هست :
• افکار مزاحم و آزار دهنده
• ترس از دست دادن کنترل
• تشریفات خاص برای انجام دادن کارها
• احساس اضطراب مداوم
• اعمال تکراری
• احساس گناه و شرم
• نیاز مکرر به اطمینان
Post #449 177
Diagnosis criteria between Somatic symptom disorder, factitious disorder, functional neurological symptom disorder and illness anxiety disorder.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →