بسم الله الرحمن الرحیم
هرساله شانزدهم آذرماه به عنوان روز بزرگداشت مقام دانشجو، فرصت مغتنمی است که به جایگاه ارزشمند و والای دانشجویان این سرزمین بیاندیشیم. جایگاهی که در این زمانه بیش از هر زمان دیگری از معنا تهی شده است و هر روز از منزلت و شان واقعی خود دورتر می شود. این روز که با شهادت سه تن از دانشجویان آزادی خواه و وطن دوست عجین شده است؛ همواره نشانه خواست تغییر وضع موجود به وضع مطلوب بوده است، حتی به قیمت از خود گذشتگی تا پای جان برای وطن !
اما امروزه شاهد آن هستیم که با به وجود اینکه بحرانها و مشکلات کشور به نقطه خطرناک و مهلکی رسیده است که کیان وطن را تهدید میکند، و این تهدید، اهمیت حضور نخبگان و قشر دانشگاهی کشور را دوچندان میسازد؛ نه تنها شاهد بکارگیری صحیح ظرفیت ها و منابع انسانی نیستیم؛ بلکه با رواج تفکرات بی پایه و اساسی که عموما بر خلاف گفتمان علمی و تخصص گرایی است، و برآمده از شبه علم ها و شطحیات ذهنی برخی مدعیان است؛ روز به روز شاهد دورتر شدن نهاد دانشگاه و متعاقب آن اساتید و دانشجویان و نخبگان علمی از عرصه تصمیم گیری و اجرا هستیم؛ و نهایت این فاصله طبق تجربه تاریخی غایتی جز آسیب های عدیده و جبران ناپذیر برای کشور نخواهد داشت.
برخورد های گزینشی و جایگزینی تعهدگرایی به جای تخصص گرایی به سرخوردگی دانشجویان منتهی شده است، و یا به مهاجرت عظیم و بی سابقه ای که منابع ارزشمند انسانی کشور را نابود ساخته است. وقتی که صرفا افراد خاص و یا فارغ التحصیلان دانشگاه ها و مراکز خاص بر اساس تعهدی که بعضا چه بسا صوری است؛ (زیرا به بیان شهید چمران انسان متعهد و با تقوا در کاری که تخصصی ندارد ورود نمیکند، پس کسی که بدون تخصص کاری را بر عهده میگیرد حتی متعهد هم نیست!) سمت و مقام دانشگاهی و اجرایی کسب میکنند و تاسف آور تر اینکه امروز بیش از هر زمان دیگر میبینیم که بعضی از این افراد بدون هیچ سنجش و پارامتر علمی و تخصص گرایانه و حتی تجربه لازم در حوزه مربوطه، مشغول به اشتغال می شوند؛ و در همین حال بسیاری از دانشجویان و اساتیدی که از نخبگان برجسته این رشته حتی در سطح بین المللی هستند، ناچار به ترک وطن و یا عزلت گزینی میشوند ما چطور میتوانیم انتظار پیشرفت کشور را داشته باشیم؟ در شرایطی که دانشگاهیان نمیتوانند استقلال رای و اندیشه و آزادی عمل داشته باشند و در فضای دانشگاه متحمل معیار ها و شاخص های واحد و یکسانی هستند که صرفا باید در آن چارچوب فکر و عمل کنند چطور می توان انتظار پویایی جامعه علمی و پیشرفت آن را داشته باشیم؟ در شرایطی که ما مدعی پیشرفت علمی و به دنبال تمدن سازی هستیم، مگر جز این است که پیشرفت ها جز با شنیدن و اعمال کردن نظرات مثبت و منفی تحقق نمی یابند؟ در طول تاریخ چه زمانی تک صدایی و نگاه های گزینشی و تک محوری به سرانجام رسیده است که ما دنبال به ثمر رسیدن آن هستیم؟
و اما در این وانفسای رکود دانشگاه و رخوت و سرخوردگی حاکم بر دانشگاهیان، جز با جان دادن دوباره به پیکر نحیف و رو به احتضار جامعه مدنی ایران کاری نمی توان کرد؛ و این جان دادن جز با خواست و اراده دانشجویان و اساتید میسر نمی شود؛ و البته در عین حال گشایش فضای علمی و اجتماعی لازم ترین امری است که اگر هر چه سریع تر انجام نشود، روز به روز آسیب ها و آفت های به تاخیر انداختن آن دامن گیر کشور می شود.
امید است با تغییر رویه و بازگشت به سوی دانشگاه و دانشگاهیان و حاکم نمودن منطق علمی و دانشگاهی بر فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور؛ و البته ارتقاء شخصی سطح علمی و کنشگری مدنی دانشجویان به عنوان مصلحان و نخبگان اجتماعی، شاهد گذر کردن کشور از این مقطع دشوار و حساس باشیم؛ و بار دیگر بتوانیم ایران عزیز را به آن چه جایگاه و منزلت حقیقی و واقعی خود است برسانیم.
سیدمحمدعلی سیدحنایی
دبیر اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران
————————————
روابط عمومی اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران
@usips_ir
Post #2334
702
Forwarded from اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی ایران