مامانم میگه چرا دختر خاله نسرین رو برات خواستگاری نکنم؟بخدا یبار خونهی ما بودن، سفره انداختیم شام بخوریم فقط کنار من جای خالی داشت، همین دختر خالهم گفت من نمیخورم رژیمم، ۳۴ کیلوعه کلا.
من اولین باری که میخواستم بنزین بزنم رفتم تو یوتیوب آموزش بنزین زدن با کارت سوخت رو دیدم که یوقت سوتی ندم چندتا بیمزه بهم تیکه بندازن، تا رسیدیم پمپ بنزین پیاده شدم، مامانم شیشه رو داد پایین به متصدیه گفت اقا توروخدا کمکش کن بلد نیست😂😂
یه اتفاق بامزه افتاده. من خیلی سال پیش لیزر کردم پاهامو. بعد دو ماه پیش خوردم زمین، یه تیکه زیر زانوم پوستش یه لایه کامل رفت. الان که ترمیم شده اون تیکه دوباره داره مو در میاره. اون تیکهی پوستم ریست فکتوری شده😂
صبح یکی از اکسامو تو بیمارستان دیدم، احوالپرسی کردیم، به یکی دوتا از همکارا سفارش کردم کارای مادرشو زودتر راه بندازن. ظهر اومده تو اتاقم میگه مهدی خیلی ممنونم ازت، اما خواستم بگم این باعث نمیشه به هم برگردیم! خندهم گرفت، گفتم عزیزم من سپردم کارتو راه بندازن تا زودتر بری!
تو فیلم «هامون» یه جایی خسرو شکیبایی میخواد ماشینش رو کنار خیابون پارک کنه؛ از تو داشبورد یه قبض جریمهی قدیمی در میاره میذاره زیر برفپاککن. تکنیکهای ایرونی در حال فراموشی.