TGViewer
Channel Public Channel
پروکسی Proxy

پروکسی Proxy

@proxy_qavi

[ We are not the first, we try to be the best ]
Subscribers
3.31M
Photos
3.7K
Videos
1.7K
Links
12.3K

Showing posts older than #28304 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #28302 217K
یه چیزی که هیچ‌وقت نفهمیدم اینه که چرا دندون حیوانات بدون مسواک و نخ دندون و دکتر و کوفت و زهرمار سالم می‌مونه، ولی دندون ما آدما نه.

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • 👍 2.4K
  • ❤ 186
  • 👎 74
  • 💔 72
Post #28299 222K
یک قطار پرسرعت چینی به‌تازگی رکورد جهانی شتاب‌گیری رو شکسته و در عرض فقط ۵ ثانیه از ۰ به ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت رسیده.

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 1.7K
  • 👍 291
  • 💔 169
  • 👎 65
Post #28296 218K
آدیداس و دیزنی با همکاری هم دیگه، کتونی راپونزل طراحی کردن. بچه ها کتونی سه خط دیگه کارگری نیس، پرنسسیه.

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 1.3K
  • 💔 220
  • 👎 152
  • 👍 67
Post #28295 197K
آدم هایی که روح بزرگی دارند
عقده‌های کمتری دارند
شعور بیشتری دارند
و قلب مهربانتری...
برای همین نباید از آنها ترسید.

اما آدم‌های کوچک و حقیر با عقده‌های بزرگ ترسناک ترند
چون از صدمه زدن به دیگران
هراسی ندارند !!


- چارلی چاپلین

پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 1K
  • 👍 400
  • 💔 26
  • 👎 11
Post #28293 234K
‏مولانا:
انسان چه چیزی را دیرتر از همه می‌فهمد؟
شمس:
اینکه روزهای معمولی،
همان روزهای خوشبختی بودند
که گذشت.

پروکسی |
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 2K
  • 💔 571
  • 👍 301
  • 👎 152
Post #28289 203K
یه پیرمردی گوشیش رو دادگفت عصمت بگیر، رفتم تو مخاطبینش و هر جوری نوشتم عصمت نبود که نبود گفتم نیس که شمارش!
گفت اگه نمیگیره تفسی بگیر پس.

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 1.6K
  • 👎 166
  • 💔 128
  • 👍 71
Post #28288 225K
تلگرام ۱۳ ساله شد.

@Monk
Thanks for Telegram existence. ♥️
  • ❤ 3.5K
  • 👍 176
  • 👎 63
  • 💔 18
Post #28287 211K
‏دقت کردین ما میخوایم بگیم طرف آدم خوبیه میگیم مثل خودمونه؟
حالا این غرور و اعتماد به نفس از کجا میاد نمیدونم.

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 1.2K
  • 👍 486
  • 👎 71
  • 💔 14
Post #28286 228K
قیافه من وقتی تظاهر می‌کردم دارم با دقت به حرفای معلم گوش میدم در صورتی که زیر میز نارنگی پوست می‌کندم.

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 1.5K
  • 👍 490
  • 💔 47
  • 👎 14
Post #28285 192K
مردها به مردها احتیاج دارند...


چندی پیش یکی از اقوام با من تماس گرفت و گفت:
«بیا همدیگر را ببینیم.»
در یک رستوران قرار گذاشتیم.
او در ذهن من همیشه مردی مقتدر بود.
تکیه‌گاه خانواده.
خانه، ماشین، شغل، اعتبار...
تقریباً همه نشانه‌هایی را داشت که ما معمولاً از یک مرد موفق در ذهنمان می‌سازیم.
هنوز چند دقیقه از دیدارمان نگذشته بود که شروع کرد از خودش گفتن.
از کتک‌های گاه‌وبیگاه پدرش.
از این‌که هیچ‌وقت نزد مادر جدی گرفته نشد.
از احساس حقارتی که سال‌ها به خاطر پیشینه خانوادگی با خودش حمل کرده بود.
بعد آرام‌آرام رسید به زندگی مشترکش.
گفت هر کاری می‌کند، باز هم احساس می‌کند برای همسرش کافی نیست.
از توقع بچه‌ها گفت.
از خستگی کار.
از این‌که دیگر صبح‌ها با شوق از خواب بیدار نمی‌شود.
ساعت‌ها فقط حرف زد.
من هم گوش می‌دادم.
اما در درونم اتفاق دیگری می‌افتاد.
هرچه بیشتر از خودش می‌گفت، تصویر آن مرد قدرتمند در ذهنم آرام‌آرام فرو می‌ریخت.
با خودم می‌گفتم:
«چه‌قدر درمانده...»
بعد، بی‌آنکه از من چیزی خواسته باشد، شروع کردم از تجربه‌ها و آموخته‌هایم گفتن.
او فقط گوش می‌داد.
نه سؤال می‌پرسید،
نه مخالفت می‌کرد،
فقط گوش می‌داد.
نزدیک ساعت یک شب از هم جدا شدیم.
وقتی سوار ماشین شدم، ناگهان تمام گفت‌وگوی آن شب از جلوی چشمم گذشت.
از خودم پرسیدم:
او چرا همه اقتدارش را پیش من فرو ریخت؟
چه چیزی می‌خواست؟
همان‌جا بود که انگار آیینه‌ای مقابلم قرار گرفت.
دیدم خود من هم سال‌هاست نقش آدم مقتدر را بازی می‌کنم.
بی‌وقفه کار می‌کنم،
استراحت را عقب‌ماندن می‌دانم،
به دستاوردهایم افتخار نمی‌کنم و آن‌ها را به شانس نسبت می‌دهم،
و خیلی وقت‌ها جرئت نمی‌کنم ضعف‌هایم را به زبان بیاورم.
بعد فهمیدم...
او اصلاً دنبال راه‌حل نیامده بود.
او آمده بود کسی فقط دردش را ببیند.
ابراز ضعف یک مرد، در بسیاری از مواقع، درخواست کمک نیست.
اعلام امنیت است.
یعنی:
«آن‌قدر به تو اعتماد دارم که دیگر مجبور نیستم نقش مرد شکست‌ناپذیر را بازی کنم.»
همان لحظه به او زنگ زدم.
گفتم:
«اگر فرصت داری، فردا دوباره همدیگر را ببینیم.»
روز بعد، قبل از هر حرفی، او را در آغوش گرفتم.
اشکم بی‌اختیار جاری شد.
این بار دیگر از او چیزی نپرسیدم.
از ترس‌های خودم گفتم.
از ضعف‌های خودم.
از این‌که دیشب چطور در ذهنم او را قضاوت کرده بودم.
وقتی از هم جدا شدیم، فقط یک جمله گفت:
«سبک شدم... باز هم همدیگر را ببینیم.»
آن روز فهمیدم مردها بیش از آنکه به راه‌حل احتیاج داشته باشند، به حضور احتیاج دارند.
به مرد دیگری که بتوانند بی‌ترس از قضاوت، کنار او فروبریزند.
شاید یکی از بزرگ‌ترین فقرهای مردان امروز همین باشد؛
این‌که جایی ندارند تا بدون بازی کردن نقش «مردِ قوی»، فقط خودشان باشند.

شاید مردان، بیش از هر چیز، به مردانی نیاز دارند که در حضورشان مجبور نباشند مرد باشند.

👤یاسر رضایی

پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی

اتصال پرسرعت 
➡️ @Proxy_Qavi💙
  • ❤ 1.6K
  • 👍 397
  • 💔 135
  • 👎 52
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →