داستان به جای پلات بیشتر روی روابط و healing متمرکز هست و تایم لاین بین دو زمان حال و گذشته(چه جوری آشنا شدن و...) تغییر میکنه
"You have the most beautiful smile. That's what caught my eye first."
قلم نویسنده به شدت قشنگه و میتونه احساسات رو منتقل کنه
کرکتر لئو بعد از دست دادن دخترش Lola به طور کل خودش رو گم میکنه و جسی کسیه که این مدت تمام مشکلات رو به دوش میکشه و خانوادهی در حال فروپاشیاش رو کنار هم نگه میداره
جسی وقتی 16 سالش بود پدر شد و یه دختر 10 ساله موقع آشنایی با لئو داشت Lola قرار بود دختر دو تاشون باشه که از دستش میدن
چیزی که یکم ازش ناامید شدم این بود که داستان پلات خاصی رو دنبال نمیکرد تمرکز فقط رابطهی این کاپل و اینکه چه طور با مشکلات دست و پنجه نرم و دوباره خودشون رو پیدا میکردن بود خیلی خوب میشد اگه نویسنده یه هیجانی هم به داستان اضافه میکرد چون قلم قشنگی داشت!
#Review