پاییز
از جیبِ درخت
سکههای زرد میریزد؛
و باد
نامِ چیزهایی را میبَرد
که هنوز
به دنیا نیامدهاند.
در کوچه،
یک برگ
آهسته از خودش جدا میشود—
نه افتادن است،
نه رفتن؛
شاید
جهان
لحظهای
خودش را فراموش کرده است.
من
کنار پنجره میایستم
و میبینم
زمان
با انگشتهای سردش
روی شیشه
دایرهای میکشد
که مرکز ندارد.
نفیسه خطیبی
Post #9967
36

- ❤ 4
- 🥰 1
- 😍 1
- 💯 1
- 💘 1
- 😘 1