«دلم از نام خزان می لرزد
زانکه من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم
میرسد سردی پاییزِ حیات
تابِ این سیلِ بلاخیزم نیست
غنچه ام،غنچهی نشکفته به کام
طاقتِ سیلی پاییزم نیست»
#فریدون_مشیری
#د
🕊🍂
Post #10007
35

- ❤ 5
- 🥰 1
- 😍 1
- 💯 1
- 💘 1
- 😘 1