مردی به سرعت و چهار نعل با اسبش میتاخت ؛ اینطور به نظر میرسید که به جای بسیار مهمی میرفت ...
مردی که کنار جاده ایستاده بود فریاد زد کجا میروی؟ مرد اسب سوار جواب داد : نمیدانم از اسب بپرس !
این داستان زندگی خیلی از مردم است ؛ آنها سوار بر عادتها و باورهای غلطشان میتازند ، بدون اینکه بدانند به کجا میروند ...
~ دارن هاردی
📕 @ppdfff
Post #16183
1.13K