TGViewer
📗 PDF 📗 📗 PDF 📗 @ppdfff · 25.6K subscribers
Post #16025 1.7K
خاله محبوب می گوید: من فقط به عشق ماتیک زدن زن جعفر شدم. جعفر شوهر اولش بود.
گفتند: تا عروسی نکنی نمی‌توانی ماتیک بزنی.
مامان نمی‌داند به خاطر چه چیزی زن آقا جان شد!
یک روز مرا به پدرت دادند. فکر کردم لابد بابای دومم است و باید این دفعه دختر او باشم! یک نفر یک مشت به پهلویم زد و گفت: پدرت نیست، شوهرت است!
از آن به بعد هر وقت مشت می خوردم می فهمیدم اتفاق مهمی افتاده است!

پرنده من فریبا_وفی
More from @ppdfff
  1. Oct 15, 2026✅ رسیدن به بی ذهنی و آرامش ✅بی نظیرترین کانال عرفانی تلگرام👌 https://t.me/+aSi5x4dH17cxYm…
  2. Oct 15, 2026او به من گفت که هر وقت دو دل شدم، کاری را انجام بدهم که ممکن است در هشتاد سالگی آرزو کنم ک…
  3. Oct 15, 2026‏بگذار از انسان‌هایی که ما را شاد می‌سازند، قدردانی کنیم؛ آنها باغبانانی دوست داشتنی ه…
  4. Oct 15, 2026‏من هم‌زمان درون و بیرون بودم، و از تنوع بی‌پایان زندگی، هم شیفته شده بودم و هم رویگرد…
  5. Oct 15, 2026‏دل بستن به دیگری کار بزرگی است؛ باید توانا، با گذشت و کور بود. #تهوع #ژان_پل_سارتر #ک…
  6. Oct 15, 2026رو به خورشید بایستید، سایه‌ها پشت شما خواهند بود ... #صبح_بخیر ... 📕 @ppdfff
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →