《شبه علم 》
شبه علم را می توان نسل جدید و نسخه به روز شده ای از خرافات دانست؛
خرافاتی که برای آراستن و توجیه خود، به برداشت سطحی و نادقیق از علم و استفاده نابجا از مفاهیم و اصطلاحات علمی متوسل می شوند و به شکل لباسی امروزی و جذاب در می آیند. از جمله ی این شبه علم ها می توان به "عرفان کوانتومی" اشاره کرد. فیزیک مدرن سرشار از عبارت و اصطلاحاتی است که در زبان روز مره نیز بکار میروند.اما در بستر علمی خود، معنایی کاملا خاص و متفاوت دارند. نسبیت،ذره،موج،نور،قطعیت،آگاهی،ناظر و ارتعاش و انرژی نمونه هایی از این اصطلاحات اند که هر کدام تعریف فنی و دقیقی دارند و می توان گفت با آنچه ما در گفتار عادی خود استفاده میکنیم صرفا دارای اشتراک لفظی اند.
اگر پیچیدگی ها و شگفتی های کوانتوم را هم به این مساله اضافه کنیم، سخت نیست که بفهمیم چرا این شاخه از فیزیک تبدیل به جولانگاهی برای خیال بافی و نظریه پردازی های توخالی و حتی شیادی عده ای شده است. حیطه فعالیت کوانتوم مانند دیگر بخش های فیزیک، منحصر به جهان فیزیکی ما و دنیای ماده و نیروهاست. هر حرف و ادعایی فراتر از این برای نسبت یا پیوند دادن کوانتوم با معنویت، عرفان یا ماورا یا برآمده از خام دستی و بی اطلاعی گوینده است یا سرپوشی برای حقه بازی و گمراه سازی.
در اغلب نمونه های ایرانی عرفان کوانتومی علاوه براینکه روایت مخدوش و گمراه کننده ای از علم ارائه می شود، سعی می شود تا با استفاده از اشعار مولوی و حافظ ، این شاعران را همچون پیشگویان فیزیک و کوانتوم جا بزنند.عرفان کوانتومی را بیشتر باید همچون تردستی جذاب برای مبهوت و سرگرم کردن گوینده و مخاطبش دانست.شعبده ای که هرچند با روشدن دست افرادی همچون مدعیان "عرفان حلقه" سر و صدای کمتری پیدا کرده، اما همچنان مدافعان سرسختی دارد.
.
Post #170
525