🦇🇷🇺یه اتحاد خطرناک بین یه عروس خونآشام و یه گرگینهی کلهگنده 🐺(آلفا)، تبدیل میشه به عشقی که اونقدر عمیقه که آدم دلش میخواد گازش بگیره!💋 توی این رمان عاشقانه ماورایی جدید، از نویسندهی پرفروش شماره یک نیویورک تایمز، همون که "فرضیه عشق" رو نوشته.🍒
میسری لارک👩، تک دختر بانفوذترین فرد شورایخونآشام جنوب غرب🦇، باز هم مطرود شده. روزایی که ناشناس بین آدما زندگی میکرد تموم شده: احضارش کردن 🌟🕳️که یه پیمان صلح تاریخی بین خونآشامها و دشمنان اصلیشون، یعنی گرگینهها🤩، رو برقرار کنه و چارهای جز اینکه خودشو دوباره تسلیم این مبادله کنه نمیبینه...🧛♀
گرگینهها بیرحم🐺 و غیرقابل پیشبینیان، و آلفاشون، لو مورلند❤️، هم استثنا نیست. اون با قدرت مطلق روی گلهش 🐺حکومت میکنه، ولی بیعدالت نیست. ⚖و برخلاف شورای خونآشامها، بیاحساس هم نیست⚰️. از اونجایی که تکتک حرکات میسری رو زیر نظر داره، مشخصا بهش اعتماد نداره.👁 کاش میدونست چقدر حق باهاشه...
چون میسری⚰️ برای قبولی این ازدواج مصلحتی دلایل خودشو داره، دلایلی که ربطی به سیاست یا پیمانها نداره، و همهش به تنها چیزی که همیشه براش مهم بوده مربوط میشه.💋 و حاضره هر کاری بکنه تا چیزی که مال اونه رو پس بگیره، حتی اگه معنیش زندگی تنها توی قلمرو گرگینهها باشه... تنها با اون گرگ.🐺
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
@play_roman
꒷꒦˚ˑ༄ؘ *꒰🍓꒱*࿐˚ˑ꒷꒦
Post #86
6.67K

- ❤ 46
- 👍 2
- 😍 2
- 🔥 1
- 🍓 1