پیکرکهای ترکیبی، مجموعه باستانشناختی بلخی مروی (BMAC) که بازه زمانی ۲۲۰۰ تا ۱۷۰۰ پیش از میلاد را در بر میگیرند، نشاندهنده یک سنت هنری متمایز در عصر برنز متأخر هستند. این تندیسها که با ترکیب بدنه کلریتی (سنگ صابون) و سرِ مرمر یا سنگ آهک ساخته شدهاند، از نظر شمایلنگاری با سنتهای پیکرسازی واقعگرایانه در میانرودان و عیلام تفاوت بنیادین دارند. این فرهنگ
فراتر از مراکز هستهای در ترکمنستان و افغانستان، شواهد باستانشناختی در محوطههای فلات ایران نظیر چلو و کریمآباد، تداوم و نفوذ این الگوی فرهنگی را تأیید میکند که بازتابدهنده تعاملات گسترده اقتصادی و اشتراکات آیینی در مقیاس منطقهای در اواخر هزاره سوم و اوایل هزاره دوم یپش از میلاد است.
غالب این پیکرکها دارای ویژگیهای مشترک است. این پیکرکها همگی حالت نشسته دارند و در اغلب آنها دستها روی سینه جمع شده یا روی زانو است. بدن پیکرک. به صورت یکپارچه از سنگ صابون، اما شامل سر و گردن و گاه دستها از آرنج تا انگشتان از جنس دیگری معمولا سنگ آهک یا مرمر به صورت جداگانه ساخته و به بدنهی اصلی متصل شده
Post #436
1.4K
