مفهوم فلک، به زبان ساده
هر آنچه که در #آسمان مشاهده میکنیم را، اگر منشائی طبیعی در جایی بیرون از #جو #زمین داشته باشد، شیء یا #جرم_آسمانی مینامیم. چنین به نظر میرسد که #اجرام_آسمانی همه روی کرهای در آسمان قرار دارند که دور زمین میچرخد.
غالب #اجرام_سماوی نسبت به هم ساکنند؛ یعنی فاصله آنها و موقعیتشان در #کره_آسمان نسبت به هم، از شبی به #شب دیگر، تغییر نمیکند. این دسته از اجرام آسمانی را #ثوابت یا #ستارگان_ثابت یا به اختصار #ستاره مینامیم. اگر برای چند هفته به دقت به آسمان شب توجه کنید احتمالا متوجه خواهید شد که مکان تقریبا همه اجرام آسمانی نسبت به هم ثابت است، اما چند جرم پرنور رفتار کاملا متفاوتی دارند و مکان آنها در میان ستارگان به تدریج تغییر میکند.
واضحترین نمونه #حرکت #ماه است. اگر به ستارگان اطراف ماه توجه کنید، خواهید دید محل ماه در آسمان از شبی به شب دیگر کاملا عوض میشود. #خورشید هم چنین حرکتی دارد، البته با تندی کمتر. اما غیر از ماه و خورشید، چند جرم ستاره مانند هم در آسمان به تدریج جابجا میشوند. چنین اجرامی را به اصطلاح #رونده مینامیم. در آسمان، هفت جرم رونده به چشم انسان قابل رویتند که عبارتند از خورشد و ماه و پنج جرم ستاره مانند که به آنها #سیاره میگوییم.
حرکت متفاوت اجرام رونده نشان میدهد که همه اجرام آسمانی نمیتوانند روی یک #کره سماوی قرار داشته باشند؛ چون اگر چنین بود باید همگی در کنار هم و با حفظ فاصله میچرخیدند. بنابراین میتوانیم نتیجه بگیریم که #کره_سماوی باید شامل لایهها یا طبقات مختلفی باشد که هرکدام گردش خاص خود را دارند.
هر طبقه اصطلاحا یک #فلک نامیده میشود. #هفت_آسمان، #هفت_فلک، #هفت_اختر و دیگر تعابیر نجومی مشابه که در فرهنگ و ادبیات ما بسیار مورد اشاره قرار گرفته است ریشه در همین #نظریه_زمینمرکز دارد. همچنین قدما گاه از نه آسمان یا نه فلک هم صحبت کردهاند که منظورشان از دو طبقه دیگر، یکی #فلک_ثوابت است و دیگری فلکُالاَفلاک.
#نجوم قدیم با #فلسفه و دیدگاههای معنوی پیوند بسیار نزدیکی داشته است و به همین دلیل برای این که درک کنیم منظور پیشینیانمان از اصطلاحاتی مثل فلک و #فلکالافلاک چه بوده باید وارد بحثهای مفصلی شویم که مجال آن اینجا نیست اما برای آشنایی بد نیست به این نکات کلیدی در #نجوم_قدیم اشاره کنیم:
🔹 ستارگان روی فلک ثوابت و سیارگان هرکدام روی فلکهای خاص خود قرار دارند. این اجرام سماوی نیستند که در آسمان حرکت میکنند. بلکه هر فلک با چرخش خود اجرام درون خود را به گردش وامیدارد.
🔹 فلک جسمی است کروی و حداقل آنقدر ضخیم که اجرام درون خود را در بر بگیرد. هیچ فضای خلیی بین افلاک نهگانه وجود ندارد و افلاک مجاور بر هم مماسند. هر فلک با سرعت یکنواختی حول محوری مشخص میچرخد. تمام افلاک نهگانه کرههایی هممرکزند.
🔹 افلاک آسمانی ماهیتی اثیری دارند. #اثیر، غیر از #چهار_عنصر خاک، آب، هوا و آتش، به بیان ساده نوعی #ماده است که دچار هیچ گونه تغییر و تحولی نمیشود. نه سرد میشود نه گرم؛ نه رقیق میشود و نه غلیظ؛ نه تری دارد و نه خشکی؛ نه میتوان آن را تکه تکه کرد و نه با چیزی ترکیب نمود.
🔹 در #طبیعیات قدیم عموما حرکت به سه نوع دستهبندی میشد: #حرکت_ارادی (مثل حرکت انسان و حیوان)، اجباری (مثل حرکت جسمی که آن را میکشیم یا هل میدهیم) و طبیعی (مثل سقوط اجسام سنگین یا صعود بخار). جالب است بدانید که حرکت افلاک ارادی محسوب میشد و به همین دلیل برای افلاک #نفس هم قائل بودند.
🔹 #فلکالافلاک که در ورای همه طبقات آسمان واقع است بر تمام افلاک زیرین احاطه دارد و به تعبیر بهتر همه افلاک به نوعی درون فلکالافلاک قرار دارند یا فلکالافلاک آنها را با خود حمل میکند. این فلک هر 24 ساعت یک دور میچرخد و تمام طبقات را به همراه خود میچرخاند.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که در نجوم قدیم، غیر از چند فرض اساسی، تقریبا تمام دیدگاههایی در مورد افلاک مطرح میشوند منشاء عقلی دارد و نه تجربی. مثلا اگر از منجمان قدیم میپرسیدیم چرا افلاک کرویشکلند غالبا به این نکته اشاره میکردند که کره در میان اشکال مختلف کاملترین #شکل است و چون آسمان و اشیاء سماوی فاقد هرگونه نقصند، در نتیجه شکل ذاتی افلاک کره میباشد. برخی نیز استدلال میکردند که اگر افلاک هر شکل دیگری داشتند در حین گردش میان آنها فضای خالی پدید میآمد. اما وجود #خلاء در طبیعیات قدیم عموما محال فرض میشد و در نتیجه هر شکل دیگری هم برای افلاک محال بود.
نجوم نوین، و در واقع #علوم_جدید این گونه پاسخها را نمیپذیرد و به دنبال نظریات و ایدههایی است که با #مشاهده و #آزمایش قابل بررسی باشند.
#نهم
فهرست فرستههای مرتبط
t.me/Physikiyat
Post #312
1.21K
- 👍 1