#کتاب_شب
🔰 در این عصر، به عللی که بعداً به آنها اشاره خواهم کرد ، چنین فرض شده که مسأله اساسی در این زمینه «آزادی» زن و تساوی حقوق او بان مرد است، همه مسائل دیگر فرع این دو مسأله است .
🔸 ولی از نظر ما، اساسی ترین مسأله در مورد «نظام حقوق خانوادگی - ولااقل در ردیف مسائل اساسی - اینست که آیا نظام خانوادگی نظامی است مستقل از سایر نظامات اجتماعی و منطق و معیار ویژه ای دارد جدا از منطقها و معیارهایی که در سایر تأسیسات اجتماعی به کار میرود ؟ یا هیچگونه تفاوتی میان این واحد اجتماعی با سایر واحدها نیست؟ بر این واحد همان منطق و همان فلسفه و همان معیارها حاکم است که بر سایر واحدها و مؤسسات اجتماعی ؟ .
🔹 ریشه این تردید دو جنسی بودن دو رکن اصلی این واحد از يك طرف و توالی نسلی والدین و فرزندان از جانب دیگر است. دستگاه آفرینش اعضاء این واحد را در وضعهای نامشابه» و «ناهمسانی و با کیفیات و چگونگیهای مختلفی قرار داده است. اجتماع خانوادگی ، اجتماعی است طبیعی - قراردادی یعنی حد متوسطی است میان يك اجتماع غریزی مانند اجتماع زنبور عسل و موریانه که همه حدود و حقوق ومقررات از جانب طبیعت معین شده و امکان سرپیچی نیست و يك اجتماع قراردادی مانند اجتماع مدنی انسانها که کمتر جنبه طبیعی و غریزی دارد .
🔸 چنانکه میدانیم قدمای فلاسفه ، فلسفه زندگی خانوادگی را بخش مستقلی از حکمت عملی می شمردند و معتقد به منطق و معیار جداگانه ای برای این بخش از حیات انسانی بودند. افلاطون در رساله جمهوریت ، و ارسطو در کتاب سیاست و بوعلی در کتاب الشفا با چنین دیدی و از این زاویه به موضوع نگریسته اند .
🔹 در مورد حقوق زن در اجتماع نیز طبعاً چنین تردید و پرسشی هست که آیا حقوق طبیعی و انسانی زن و مرد همانند و متشابه است یا ناهمانند و نامتشابه. یعنی آیا خلقت و طبیعت كه يك سلسله حقوق به انسانها ارزانی داشته است ، آن حقوق را دوجنسی آفریده است یا یک جنسی ؟ آیا «ذکوریت» و انوثیت در حقوق و تکالیف اجتماعی راه یافته است یا از نظر طبیعت و در منطق تکوین و آفرینش ، حقوق يك جنسى است ؟.
🔸 در دنیای غرب ، از قرن هفدهم به بعد، پا به پای نهضتهای علمی و فلسفی، نهضتی در زمینه مسائل اجتماعی و به نام «حقوق بشر» صورت گرفت . نویسندگان و متفکران قرن هفدهم و هجدهم افكار خویش را در باره حقوق طبیعی و فطری وغير قابل سلب بشر با پشتکار قابل تحسینی در میان مردم بخش کردند. ژان ژاک روسو و ولتر و منتسکیو از این گروه نویسندگان و متفکرانند. این گروه حق عظیمی بر جامعه بشریت دارند ، شاید بتوان ادعا کرد که حق اینها بر جامعه بشریت از حق مكتشفان و مخترعان بزرگ کمتر نیست .
🔹اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبيعت ، واجد يك سلسله حقوق و آزادیها است. این حقوق و آزادیها راهیچ فرد یا گروه به هیچ عنوان و با هیچ نام نمیتوانند از فرد یا قومی سلب کنند ، حتی خود صاحب حق نیز نمیتواند به میل و اراده خود آنها را به غیر منتقل نماید و خود را از اینها عریان و منسلخ سازد. و همه مردم : اعم از حاکم و محکوم ، سفید و سیاه ثروتمند و مستمند در این حقوق و آزادیها با یکدیگر متساوی» و برابرند .
📚نظام حقوق زن در اسلام
👤مرتضی مطهری
📍انتشارات صدرا، چاپ هشتم تیرماه ۱۳۵۷
☕️physics cafe
Post #687
167
- ❤ 1
- 🔥 1