#حرف_دل
#دفترچه_خاطرات
اعتراف خوبی بود استاد؛ اما نه از زبان شما
کمتر کسی است که جو کلاسهای گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد را درک کرده باشد، و به این یقین نرسیده باشد که اگر نگوئیم بهترین، اما قطعا یکی از بهترین و لذتبخشترین کلاسها، کلاسی است که آموزگارش، دکتر محمود روشن است.
از خط خوش و مهندسی بینظیر تخته بگویم،
یا از صدای رسا و گرمش؟
از ظاهر همیشه آراسته یا خندهی همیشه بر لبش؟
از مشاورههای راهگشا و همواره امیدواربودن یا دلسوزیهای عجیبش(حتی برای دانشجوی کارشناسی)؟
از استاندارد بودن مباحث کلاس یا...
اما چرا این سخنان از زبان چون اویی به میان میآید؟
چرا آن استادی که در اول ترم ۴۰ دانشجو را در کلاس درس خود حاضر میبیند و در پایانترم، بصورت انگشتشمار و از روی خجالت شاهد حضور دانشجویان است، کمی در رابطه با این مباحث تأمل نمیکند؟
چرا وقتی استادی نظاره میکند که با وجود صندلیهای مدل شکنجه قرون وسطا و زل زدنهای استاد در چشم دانشجو، هر لحظه امکان روی هم رفتن پلکهایش وجود دارد، لحظهای در خود درنگ نمیکند و از خود نمیپرسد که از چه خاطر حال دانشجوی جوان، بدین شکل است؟
☕️ physics cafe
Post #653
304
- 👍 8