🧠چگونه علمی بیندیشیم⁉️
⏹ قسمت دوم :علم چیست؟
🆔 @Physics3p
🔺تعریف توانایی های شناختی
در قسمت اول مقاله به علوم عقلی و وجود عقل در علم اشاره شد اگرچه عده ای از صاحبنظران مخالف این پدیده مهم بشری هستند و هوش راجایگزین مناسب و علمی برای آن می دانند در ادامه به وجود و تعاریف مفهومی این ابزار مهم از دیدگاه روانشناسی و فلسفی خواهم پرداخت.
▪️عقل
عقل (reason): عقل, در لغت, معانی مختلفی دارد که مهمترین آنها, فهم و ادراک می باشد. این واژه, افزون بر معنای لغوی یاده شده, در عرف و فنون گوناگون, معانی مختلفی دارد که در این مقاله به مفاهیم روتین و شناختی آن ورود میکنم در تعریف آمده است، عقل وسیله ایست که" جهل" سرکش و "شهوات" را مهار و مدیریت می کند ، و البته رابطه تنگاتنگی با هوش داد ولی دو پدیده متفاوت اند مثلا یک انسان باهوش لزوما عاقل نیست مثلا کسانی که از هوش سیاسی یا علمی برخوردارند، چه بسا ممکن است بیراهه روند و نتوانند غرایز خود را عقال (مهار) کنند. در حقیقت عقل نیز یک جنبه ادراکی برای بشر محسوب میشود که توانایی سبک سنگین کردن و تشخیص خوب از بد به مثابه خودآگاهی باشد که به نوعی از مراحل پیشرفته تر هوش محسوب می شود در یک جمع بندی می توان گفت اجمالاً عقل، علاوه بر توانایی در یادگیری، توانایی ارتباط با دیگران، سازگاری با محیط و نظایر آن، از تواناییهای دیگری؛ مانند استنتاج جهانبینی وایدئولوژیکی برخوردار باشد. لازم به ذکر است که بگویم این جمله که می گوید عقل انسان ناقص است مغلطه ای بیش نیست اولا نقصی در عملکرد عقل انسان وجود ندارد یعنی نقص به معنای کمبود در کارکرد آن فاقد معناست دوما حد مشخصی ندارد که بگوییم چه انسانی به سرحدی از کاربرد آن دست یافته بلکه یک ادراک شناختی نسبیست و انسان توان استفاده از ظرفیتهای آن برخوردار است ما بواسطه عقل توانستیم به علم و تکنولوژی دست پیدا کنیم ولی همچنان این ادراک مهم بشری با توجه به نیازهای او شکل گرفته پس میتوان گفت کامل نیست چون به بیش از آن نیاز نداشته و از این حیث میتوان گفت دارای محدودیت است نه نقص در عملکرد .
▪️هوش
هوش مجموعه ای از استعدادهاست که حافظه، دقت، تمرکز، یادگیری، درک، سرعت پردازش و استدلال در آن دخیل هستند.در کتابهای روانشناسی از هوش تعاریف مختلفی شده است که معمولاً در یکی از طبقات ذیل قرار دارند: ۱. تعاریفی که بر سازگاری با محیط و تطبیق با موقعیتهای جدید تاکید دارند. ۲. تعاریفی که بر توانایی یادگیری و آموزشپذیری متمرکزند.
۳. تعاریفی که بر تفکر انتزاعی؛ یعنی توانایی استفاده از نمادها و مفاهیم تمرکز دارند.
۴. تعاریفی که بر توانایی بر حل مسئله تاکید دارند.
آنچه روانشناسان درباره هوش گفتهاند و نیز معانی لغوی و عرفیای که فارسیزبانان از هوش میفهمند؛ در مفاهیم و تعاریف فلسفی هم ردیف هم قرار گرفته اند در اینجا به بعضی تعاریف آن از منظر روانشناسی خواهیم پرداخت.
■ کار بینه بر این فرض استوار بود که هوش قابلیت عمومی درک و استدلال است و این قابلیت می تواند به شکلهای گوناگون جلوه گر شود. وی مدعی بود که هوش یک قوه ذهنی بنیادی است این قوه ذهنی همان قضاوت است که گاه از آن تحت عنوان عقل سلیم ، عقل عملی وتوانایی انطباق باشرایط یاد میشود. بینه و سیمون درست قضاوت کردن، درست درک کردن و درست استدلال کردن را فعالیت های بنیادی هوش می دانند و بر همین اساس هوش را توانایی فرد درقضاوت، ادراک واستدلال تعریف میکنند. بینه معتقد است ساختمان هوش ازچهار استعداد فهم و ابتکار، انتظار و استعداد توجیه فکر در جهت معین ترکیب یافته است
@Physics3p🆔
•وکسلر
از دید وکسلر هوش نتیجه تاثیر دایمی ومتقابل فرد با محیط است و اگر این رابطه متقابل به صورت متعادل انجام گیرد موجب توانایی سازگاری فرد با محیط و پیشرفت هوشی می شود. از نظر او هوش توانایی کلی وجامع فرد است برای اینکه به طور هدفمند عمل کند، به طورمنطقی بیندیشد و به طور موثر با محیطش به مبادله بپردازد.
•ثورندایک
وی فعالیتهای هوشی را در سه گروه جای داده است:
١. هوش اجتماعی – توانایی درک اشخاص و ایجاد رابطه با آنهاست.
٢. هوش عینی – توانایی درک اشیاء کارکردن با آنها مانند تجارب ماهرانه و کار با ابزار علمی است.
٣.هوش انتزاعی – که اختصاص به انسان دارد توانایی درک علایم کلامی و ریاضی و کار کردن با آنها می باشد.
_به نظر وی هوش استعداد یادگیری و مورد استفاده قرار دادن آموخته ها در سازگاری با اوضاع تازه و حل مسایل جدید است و به عبارت دیگر هوش قابلیت تغییر یا انعطاف در سازگاری است. وی معتقد است که هوش ازیک عده استعدادهای ذهنی اولیه ترکیب یافته است. استعدادهایی مانند فهمیدن معانی الفاظ، استعداد عددی، استعداد تصور و تجسم روابط مکانی، استعداد ادراک، استعداد یادآوری یا شناخت مستقیم کلمات یا اعداد.
🆔 @Physics3p
ادامه دارد....
🖋نگارش از سوفیا
Post #3047
3.9K