#ترجمه_مقاله #کیهان_شناسی #نسبیت_عام #جیمزوب
📄 ترجمه مقاله
🔴 Standard Model of Cosmology Survives a Telescope’s Surprising Finds
🟠 مدل استاندارد کیهان شناسی از یافته های شگفت انگیز تلسکوپ جیمز وب جان سالم به در می برد!
🟢 قسمت ۵:
✅ احتمالات نظری:
همانطور که ستاره شناسان و مردم به تصاویر بدست آمده از جیمز وب نگاه می کردند، محققان در پشت صحنه شروع به کار کردند تا مشخص کنند که آیا کهکشان هایی که در دید ما چشمک می زنند، واقعا مدل استاندارد کیهان شناسی را بر هم می زنند یا فقط به تعیین اعدادی که باید در معادلات آن وارد کنیم کمک می کنند.
یک عدد مهم و در عین حال ناشناخته مربوط به جرمهای کهکشانهای اولیه است.کیهان شناسان سعی می کنند جرم آنها را تعیین کنند تا بگویند آیا با جدول زمانی رشد کهکشان ها که بر اساس مدل استاندارد کیهان شناسی پیش بینی شده است، مطابقت دارند یا خیر.
جرم یک کهکشان از درخشندگی آن به دست می آید. اما مگان دوناهو، اخترفیزیکدان دانشگاه ایالتی میشیگان، میگوید که در بهترین حالت، رابطه بین جرم و درخشندگی بر اساس فرضیات به دست آمده از ستاره های شناخته شده و کهکشان های مطالعه شده، یک حدس علمی است.
یک فرض کلیدی این است که ستاره ها همواره در محدوده آماری خاصی از جرم ها تشکیل می شوند که تابع جرم اولیه (IMF) نام دارد. این پارامتر، برای بدست آوردن جرم یک کهکشان از طریق درخشندگی آن بسیار مهم است زیرا ستارگان داغ، آبی و سنگین، نور بیشتری تولید می کنند، در حالی که بیشتر جرم یک کهکشان معمولاً در ستارگان سرد، قرمز و کوچک جمع شده است. اما این امکان وجود دارد که تابع جرم اولیه در عالم اولیه متفاوت بوده باشد. اگر چنین باشد، کهکشانهای اولیه ممکن است آنقدر سنگین نباشند که درخشندگی آنها نشان میدهد. آنها ممکن است روشن اما سبک باشند. این احتمال ممکن است باعث دردسر شود زیرا تغییر این ورودی اولیه به مدل ΛCDM ، می تواند تقریباً هر پاسخی را که می خواهید به شما بدهد.
وندی فریدمن، اخترفیزیکدان دانشگاه شیکاگو، می گوید: اگر تابع جرم اولیه را درک نکنیم، درک کهکشانها در انتقال به سرخ بالا، یک چالش خواهد بود.
تیم او روی مشاهدات و شبیهسازیهای کامپیوتری کار میکنند که به تعیین تابع جرم اولیه در محیطهای مختلف کمک میکند.
در طول پاییز، بسیاری از کارشناسان مشکوک شدند که تغییراتی در تابع جرم اولیه و عوامل دیگر می تواند برای وفق دادن کهکشانهای بسیار قدیمی با مدل ΛCDM کافی باشد.
راشل سامرویل، اخترفیزیکدان در موسسه Flatiron می گوید: «من فکر می کنم در واقع احتمال بیشتری وجود دارد که بتوانیم این مشاهدات را در پارادایم استاندارد تطبیق دهیم».
او گفت:« آنچه ما یاد میگیریم این است: هاله های ماده تاریک چقدر سریع میتوانندگاز را جمع کنند؟ با چه سرعتی می توانیم گاز را خنک و متراکم کنیم و ستاره بسازیم؟
شاید در کیهان اولیه این فرآیند سریعتر اتفاق بیفتد. شاید گاز متراکم تر باشد. شاید به نحوی این روند سریعتر در جریان باشد.من فکر می کنم ما هنوز در مورد آن فرآیندها، درحال یادگیری هستیم». سامرویل همچنین احتمال مداخله کردن سیاهچاله ها با کیهان نوزاد را نیز مطالعه می کند . اخترشناسان چند سیاهچاله پرجرم درخشان در انتقال به سرخ 6 یا 7 را مشاهده کردند که در حدود یک میلیارد سال پس از انفجار بزرگ است.تصور اینکه چگونه در آن زمان ستارگان می توانستند شکل گرفته باشند، بمیرند و سپس به سیاهچاله هایی تبدیل شوند که همه چیز اطراف خود را می بلعند و شروع به پرتاب تشعشع می کنند، دشوار است.
سامرویل میگوید: اگر سیاهچالههایی در داخل کهکشانهای اولیه وجود داشته باشد، میتواند توضیح دهد که چرا آن ها بسیار درخشان به نظر میرسند، حتی اگر در واقع خیلی پرجرم نباشند.
تأیید اینکه مدل ΛCDM میتواند حداقل برخی از کهکشانهای اولیه که توسط جیمز وب مشاهده شده است را توجیه کند، در روز قبل از کریسمس اتفاق افتاد. اخترشناسان به رهبری بنجامین کلر در دانشگاه ممفیس، تعداد انگشت شماری از شبیهسازیهای ابررایانهای از جهانهایی را که با مدل ΛCDM اداره می شد، بررسی کردند و دریافت کردند که شبیهسازیها میتوانند کهکشانهایی به سنگینی چهار کهکشانی که توسط تیم JADES مورد مطالعه طیفسنجی قرار گرفته است، تولید کنند..
ادامه 👇
⚛️ کانال تکامل فیزیکی
@physical_evolution
Post #808
359