#انقلاب_علمی
🟡 انقلابهای فیزیک (قسمت ۴):
🟢 یک ایتالیایی شورشگر:
علم، قهرمان بعدی داستان خود را در ایتالیا یافت. «گالیلئو گالیله» از همان ابتدا، روحیهی شورشگری داشت. در آن زمان، مباحثات حول کشفیات کوپرنیک و کپلر بسیار داغ بود. اکثر کشیشها معتقد بودند که حرفهای کوپرنیک، اگر به عنوان یک مدل ریاضی تلقی شود، بسیار کارآمد و مفید است، اما حقیقت این است که زمین مرکز عالم است. اما گالیله به دنبال این بود واقعاً اثبات کند که زمین مرکز عالم نیست، بلکه در حال حرکت به دور خورشید، درست مطابق با قوانین کپلر است.
گالیله، از راه دیگری شروع کرد به وارد کردن انتقادهای اساسی به فیزیک ارسطویی. گالیله، با ساختن تلسکوپ و گرفتن آن به سمت آسمان، اتفاق بسیار مهمی را رقم زد (البته باید توجه داشت که گالیله اولین نفری نبود که تلسکوپ را ساخت).
مشاهداتی که گالیله از اجرام آسمانی انجام داد، ضربات سهمگینی به نظریهی ارسطو وارد کرد. او ابتدا «ماه» را مشاهده کرد. او متوجه شد که ماه یک کرهی کامل نیست، بلکه پستیبلندیهای زیادی در آن وجود دارد. این در تناقض آشکار با نظریهی ارسطو است که بیان میداشت:«اجرام آسمانی که از اثیر (عنصر برتر) ساخته شدهاند به شکل کرهی کامل هستند».
او همچنین به مشتری نگاه کرد و مشاهده کرد که سیارهی مشتری قمرهایی دارد. قمرهای مشتری، به دور زمین نمیچرخند، بلکه به دور مشتری میگردند. این هم در تناقض آشکار با فیزیک ارسطویی است که بیان میداشت:«تمام اجرام آسمانی در حال حرکت دایرهای به دور زمین (مرکز عالم) هستند».
او حتی توانست تناقضی منطقی در نظریه بیابد. بر طبق نظریهی ارسطو، اجسامی که سنگینتر هستند، زودتر از اجرام سبکتر سقوط میکنند. شاید خوانندهی گرامی هم با چنین گزارهای موافق باشد، چرا که بارها دیده است که مثلاً یک سنگ از یک پر زودتر سقوط میکند. اما گالیله، از دل این گزاره، تناقض منطقیای بیرون کشید. سپس با ارائهی فرضیهی جدیدی از سوی خودش، این تناقض را حل کرد.
فرضیهی گالیله این بود:« همهی اجسام با هر جرمی، در فضایی که هوا در آن نباشد، همزمان سقوط خواهند کرد». سالها بعد از گالیله، این آزمایش در فضای بزرگی، که خلا شده بود، انجام شد. باورنکردنی است، حق با گالیله بود، پر و توپ بولینگ، کاملاً همزمان سقوط میکنند.
گالیله واقعا قصد داشت ساختار قبلی رو از ریشه بکند و ساختاری نو بنا کند!
اما در این مسیر، او دشمنان زیادی داشت. گالیله سالهای زیادی سعی کرد تا کلیسا را متقاعد کند که سیستم زمین مرکزی را فراموش کنند. همچنین او بسیار تلاش کرد تا کشیشها را متقاعد کند که این فرضیه که زمین مرکز عالم نباشد در تناقض تا متن کتاب مقدس نیست. اما تلاشهایش در مباحثات با کلیسا بینتیجه ماند.
قدم بعدی گالیله، برای گذاشتن فشار بیشتر بر روی کلیسا، نوشتن کتابی بود که موجب اذیتهای زیادی برایش شد. در کتاب «چهار گفتگو دربارهی نظام عالم» او سه شخصیت خیالی، که در واقع نمایندههای ارسطو و بطلمیوس و شخص خودش (گالیله) بودند، را خلق کرد و سعی کرد تا گفتگویی خیالی ما بین این سه نفر راه بیندازد و از دل این گفتگوها صدق حرف خودش را به اثبات برساند. هر فصل این کتاب، معطوف است به انتقادی به یکی از بخشهای فیزیک ارسطویی.
اما این کتاب برای گالیله بسیار گران تمام شد. این کتاب، بر خلاف حرفهای تندی که داشت، بسیار در اروپای آن زمان معروف شد. همین باعث شد تا کلیسا بسیار روی کتاب حساس شود. نتیجه ای شد که گالیله به دادگاه تفتیش عقاید برده شد!
باید بدانید که گالیله، در زمان خودش شخصیت بسیار قابل احترامی بوده، حتی از سوی کشیشان مسیحی. همین باعث شد که مجازاتی که برای گالیله در نظر گرفته میشود، مجازاتی سبک باشد. اشخاصی بودند که با شرایط مشابه گالیله، با آتش، زنده زنده سوزانده شدند. سرنوشت «جیوردانو برونو»، اینگونه بود. ولی خب، گالیله، محکوم شد که تا پایان عمر در حبس خانگی بماند.
این سالهای پایان عمر گالیله، سالهای پرباری بود. در همین زمان بود که شاهکار گالیله خلق شد، کتاب «گفتگو دربارهی دو علم جدید». او در این کتاب، نگرش مکانیکی جدیدی خلق کرد. این کتاب، راهنمای بسیار مهی بود، برای قهرمان بعدی.
نکتهی جالب درباره گالیله، علاقهی او به استفاده از معادلات ریاضی برای توصیف طبیعت بود. این نقل قول از او به جا مانده است:(( کتاب طبیعت را به زبان ریاضی نوشتهاند)). او بود که با بیرحمی تمام، بنیانهای فیزیک ارسطویی را در نوردید و راه جدیدی را باز کرد.
اکنون نوبت آن است که قهرمان بعدی وارد شود و این راه باز شده را تا فرسنگها جلوتر بپیماید.
💭 این داستان ادامه دارد...
🖋 نویسنده: مهدی فراهانی
⚛️ کانال تکامل فیزیکی
@physical_evolution
Post #777
399
- 👍 2