#انقلاب_علمی #فیزیک #مدل #ارسطو #عنصر #اثیر
🟡 انقلابهای فیزیک (قسمت ۱)
🟢 شروعی زیبا:
سوال داشتن، جزء جدایی ناپذیر بشر است. هرچه این سوالات عمیقتر باشد، صاحب سوال را، برای یافتن پاسخ، بیشتر به زحمت میاندازد. یکی از سوالات اساسی و عمیق بشر، از همان ابتدا، این بود که این طبیعتی که هر روزه با آن در برهمکنش هستیم، آن را میبینیم، پیچیدگیهایش ما را به وجد میآورد و همواره در مقابلش خود را ضعیف مییابیم، چگونه کار میکند؟ این طبیعت از چه چیزی ساخته شده است؟ اصلاً چیست؟
تلاشهایی برای یافتن پاسخ، از همان ابتدا وجود داشته است. تمامی خرافاتی که در دورهی باستان برای پاسخ به سوال ابداع شده و تعدادی از آن خرافات را حتی امروزه از برخی از گروهها میشنویم (زمین تختگرایان، یک انجمن مردمی مقیم در آمریکا)، همه تلاشهایی بودند و هستند برای یافتن پاسخ. هرچند که این پاسخها هرگز، برای اهل تفکر، قانعکننده نبوده است.
اولین قدم را یک فیلسوف یونانی برداشت. او اولین بار سد خرافات را شکست و بارقههای نور دانایی را خدمت بشریت عرضه داشت. او بود که روش صحیح تفکر (منطق) را به ما آموخت. او بود که اولین بار، کتاب طبیعت را در کتابی به نام «فیزیک» توضیح داد.
ارسطو، با ابداع یک نظام و چارچوب کلی و جامع، اولین توضیح سیستماتیک را از طبیعت ارائه داد. برای اولین بار، میشد این همه پیچیدگی موجود در پدیدههای طبیعی را به زبانی ساده و زیبا آموخت. واقعاً نظریهی ارسطو زیبا بود!
او ابتدا تکلیف سوال دوم ما را روشن کرد. در ابتدا، جهان آفرینش را به دو قسمت زمین و آسمان جدا کرد و برای هر بخش، فیزیک مختص به خودشان را تبیین کرد. عناصر زمینی را تشکیل شده از ۴ عنصر معرفی کرد:«خاک، آب، هوا، آتش». ادعا کرد که تمام عناصر آسمانی از یک عنصر ساخته شدهاند به نام «اثیر».
اما هنوز سوال اول ما باقی مانده است، طبیعت چگونه کار میکند؟ آنچه در طبیعت میبینیم یا ساکن است یا متحرک، بنابراین، اولین قدم مهم برای شناختن طبیعت، شناختن ذات «حرکت» است. ارسطو، اصولی را برای توضیح حرکت و علت حرکت بیان کرد. برای هر عنصر در زمین، جایگاهی قائل شد. خاک در مرکز عالم، سپس آب لایهای بر روی خاک تشکیل میدهد، هوا لایهای بر روی آب و در نهایت، آتش لایهای بر روی هوا. سپس، ارسطو مفهوم «میل طبیعی» را معرفی کرد. او بیان داشت که:«عناصر، به صورت طبیعی، میل دارند که به جایگاه اصلی خود بازگردند و در آنجا ساکن شوند.»
به همین دلیل است که هنگامی که سنگی در دست دارید، اگر رهایش کنید، به سمت مرکز عالم میرود در آنجا ساکن میگردد. به همین دلیل است که وقتی چوبی را به آتش میکشید، آتش ناشی از چوب به سمت بالا میرود و خاکستر ناشی از آن به زمین میریزد. به این دلیل که چوب از خاک و آتش ساخته شده بود و هنگامی این عناصر از هم جدا میشوند، هر کدام به جایگاه اصلی خود باز میگردند.
عناصر آسمانی، فیزیک متفاوتی از عناصر زمینی دارند. عنصر اثیر، میل به سکون ندارد، بلکه میل دارد تا همواره در حرکت روی یک مدار دایرهای به دور مرکز عالم، یعنی زمین باشد. به همین دلیل است که مدام مشاهده میکنیم که سیارهها و قمرها و اجرام آسمانی، همواره به دور زمین (مرکز عالم) در چرخش روی مداری دایرهای هستند.
اجرام آسمانی، چون از عنصر اثیر، که عنصر برتر است، ساخته شدهاند، کاملترین شکل را دارند که «کره» است و هیچ خللی در آنها نیست. یعنی کرهی کامل هستند.
این سیستم فکری، در عین زیبایی، بسیار کارآمد و مفید بود. تا هزاران سال، فیزیک ما از طبیعت، فیزیک ارسطویی بود. او بود که اولین قدم انقلابهای فیزیکی را آغاز کرد. اصلاً به ما یاد داد که چگونه دربارهی طبیعت بیاندیشیم.
اما طبیعت، همواره ما را غافلگیر میکند.
💭 این داستان ادامه دارد...
🖋 نویسنده: مهدی فراهانی
⚛️ کانال تکامل فیزیکی
@physical_evolution
Post #769
922
- 👍 9