💢داستان یک چالش بزرگ💢
سخت ترین بخش ایجاد یک مرکز نوآوری فقط با تکیه به اعضای تیم که همه هم دانشجو هستن، اینه که باید از صفر همه کار ها رو خودمون انجام بدیم.کار های کوچک و بزرگی که به نظر خیلی ساده میان اما تا تموم بشن پوست آدمو میکنن!
یکی از اولین چالش هایی که ما باهاش دست و پنجه نرم کردیم لوگوی مرکز بود؛
قبل از این، فعالیت های دیگهای داشتیم اما این یه جورایی اولین فعالیت رسمی تیم به حساب میومد و به خاطر اینکه جلوه بصری و نمایشی هم داشت اهمیتش چند برابر شده بود.
در ابتدا همه چیز خیلی روتین پیش میرفت، چند تا از بچه ها ایده هایی داشتن و اونها رو با بقیه اعضا به اشتراک گذاشتن. بعضی از اعضا با یک سری از ایده ها موافق بودن و از اونها استقبال کردن و طبیعتا یک سری هم پیشنهاد دادن بازم ایده پردازی بشه!
همین باعث شد تا به این فکر بیوفتیم که ایده ها رو با هم ترکیب کنیم.
بچه ها شروع کردن به ترکیب ایده ها و اشتراک گذاری اونها؛ حدود یکی دو هفته با این روال گذشت. انقدر طرح ها زیاد شده بود که اگه میخواستیم یکی یکی همه رو بررسی کنیم دو سه ساعتی طول میکشید!
این روند بچه ها رو اینطور ترغیب کرده بود که زود تر یکی از این طرح ها انتخاب بشه و سریع از این مرحله رد بشیم، حتی تعدادی از افراد سر یه طرح به توافق رسیده بودن.
از طرفی بعضی دیگه اخطار میدادن که عجله نکنیم و این موضوع مهمیه، ارزش اینو داره که بیشتر تلاش کنیم تا بهتر بشه!
این بین جلسات آنلاین و حضوری زیادی برگزار شد اما هیچکدوم به نتیجه خاصی نمیرسید. یکی از اختلاف نظر های بزرگ سر فارسی یا انگلیسی بودن لوگو بود چون قرار بود از حروف استفاده بشه!
یکی دیگه استفاده از رنگ بود و خلاصه این کار پر بود از اختلاف نظر های ریز و درشتی که قرار نبود به این سادگی ها حل بشه…
اوضاع همینطور پیش رفت تا اینکه اوایل ترم دو یک جلسه مفصل داشتیم و درمورد چند تا طرحی که داشتیم بحث کردیم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که دوباره یک سری طرح جدید آماده کنیم اما این بار با این تفاوت که ایده کلی رو میدونستیم و یه بازه یک هفته ای در نظر گرفتیم تا با یک برنامه منظم کار رو پیش ببریم.
یکم از اون یک هفته مونده بود که سه چهار تا طرح خوب آماده شده بود و تصمیم این شد که توی یک جلسه سرشون به توافق برسیم. جلسه برگزار شد و یکی از اون طرح ها انتخاب شد اما اون یک طرح اولیه بود؛
لازم بود جزئیاتش بهبود پیدا کنن و به خاطر همین دو نفر از اعضا وظیفه تکمیل طرح رو به عهده گرفتن تا طرح نهایی رو آماده کنن.
بعد از یکی دو روز لوگو آماده شد؛ وقتی فکر میکردیم همه چیز به خوبی و خوشی تموم شده و میتونیم یه نفس راحت بکشیم، فهمیدیم این تازه اول ماجراست!
از یک طرف کمالگرایی بچه ها و از یک طرف مخالفت بعضی منتور ها با طرح و درخواستشون برای اضافه شدن المان های جدید به طرح، ما رو دوباره توی شک فرو برد…
دوباره بعضی از جزئیات تغییر کردن اما از تغییر ایده کلی طرح جلوگیری شد و تصمیم بر این شد که همین طرح به عنوان طرح نهایی انتخاب بشه.
این فرایند طولانی و عجیب و غریب چند تا مسئله رو برای ما مطرح کرد:
مثل اینکه وقتی توی یک تیم با تعداد بالا قراره کاری انجام بشه، خیلی سخته که نظر همه یکسان باشه و به توافق رسیدن بر سر یک ایده کار به شدت دشواریه و حتی پیاده کردن اون ایده هم با مشارکت همه تقریبا غیر ممکنه!
همین موضوع بود که اولین جرقه ها رو توی ذهن ما برای تقسیم فیزیتک به چند تا زیرگروه برای تقسیم وظایف و مدیریت بهتر مرکز انداخت…
#داستان_فیزیتک
#طراحی_لوگو
🆔@physi_Tech
Post #18
232
- 🔥 15