مصطفی احمدی روشن
رتبه او سال اولی که در آزمون سراسری شرکت کرد ۵ هزار و ۸۰۰ شد و دانشگاه نرفت اما برای سال دوم یکسره درس خواند تا به آرزوی بزرگش یعنی قبولی در دانشگاه صنعتی شریف برسد.اهل کلاس خصوصی رفتن هم نبود تا اینکه رتبه ۷۲۹ کنکور شد و مهندسی شیمی دانشگاه شریف را از آن خود کرد.
همان ترم اول عضو بسیج دانشگاه شد و در آن سال ها که خبری از رسانه های مجازی و پیام رسان های رنگارنگ امروزی نبود، گروهی راه انداخت. به دانشجویان و استادان خارجی سراسر دنیا ایمیل می زد. می خواست پیام مظلومیت فلسطین را با زبان انگلیسی، به گوش همه برساند.
راه اندازی کانون نهج البلاغه نیز از دیگر فعالیت های شهید احمدی روشن بود.
چند خاطره کتاب مربوط به خواستگاری های رسمی و غیررسمی مصطفی است تا اینکه در یکی از اردوهای راهیان نور که او مسئول کاروان دانشجویان است با همسرش همسفر می شود.هنوز نه درسش تمام شده، نه سربازی رفته و نه شغل و کار مشخص دارد اما همیشه با انگیزه و محکم حرف می زند.اولین هدیه به همسرش نهج البلاغه ارزشمند مولا علی(ع) است.
تحقیقی بر پایه سوخت شِکر انجام می دهد و معتقد است این موضوع برای حماس که تحت تحریم و محاصره است و اینکه بتوانند از موادغذایی که ورودشان ممنوع نیست تجهیزات دفاعی درست کنند اهمیت زیادی دارد.
ابتدای دوره سربازی خود را در سپاه قدس می گذراند اما برای ادامه خدمت به صنایع دفاع می رود.
بامداد روز ۲۱ دی ماه سال ۱۳۹۰. ساعت هنوز ۸ نشده است که مامور مراقبت منطقه راننده خودروی مصطفی احمدی روشن را سوار می کند.ساعت ۸ و ۲۰ دققیه موتورسوارها از دو تیم ترور، بمب را به خودرو می چسبانند. ۹ ثانیه بعد چشم مصطفی به جمال نورانی مولایش علی(ع) که شیدای نهج البلاغه اش بود، روشن می شود و به آسمان ها پر می کشد.
#زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
Post #364
202