♦️همانطور که او نمیدانست، روز هایمان را
همانطور که من هرگز نمیدانستم حرف هایمان را
همانطور که هرگز
هیچ وجدی را پیش بینی نمیکردیم
و همانطور که هیچ ملالی را
پیش بینی نمیکردیم
مسخره بازی مبتذل میان مایه ی خود را که شد این همه چت ها
پیش بینی نمیکردیم، این فوق العاده ی امیدوار کننده به ذوق و دیوانگیِ جهان را
یا این چیز میانه ی آن دو را
اگر چه که براستی
چه خوب و چه بد
آن روز بی نظیر بود
-----------‐---------‐-----------------------------
🏛لینک کانال: https://t.me/Philosophical_note
#پارهها📮 #شعر✒️
Post #725
412
یادداشتهاینیاثمری ♦️شاید پروانه ای بال زد، تا شبنمی بر شاخسار افتاد و همان شد که قاصدکی در آمفی تئاتر گم بود. از همان رو در آمستردام، ۱۷:۳۱ دقیقه و نه هرگز وقت دیگری، انگشتری بدل گم میشود تا خش خش جاروی رفتگر منطقه ی ۳، آن گونه باشد و نه گونه ی دیگری. و چون چنین است در…
- ❤ 1