دیشب داشتم مقاله ای با نام اسطوره بیماری روانی میخواندم. از توماس زاز. روانپزشک و روانکاو مجارستانی-آمریکایی. ایده های زاز در باب خودکشی، فلسفه روانپزشکی و خطاهای معرفتشناختی آن و اینکه چرا روانپزشکان میراث داران کشیشان و تفتیش عقاید هستند غور میکند. البته کار های زاز گسترده تر است. اما جالب است که کسی خودش عضو نوعی جنبش ضد روانشناسی گری است که هم روانپزشک است هم روانکاو و ادله اش هم ساینتیفیک و یا با ارجاع به مبانی خود این بساط رواندرمانی است.
اه چه شد که این را نوشتم؟ از یادم رفت. پدرم آمد در اتاق نشیمن و حرف هایی درباره معلقات سبعه و متنبی زدیم! رشته کلام در رفت که رفت.
ساعت ۱ و ۶ دقیقه است تا اینجا. سگی که جلوی در خوابیده. مادری که حمام است. فردا مهمان داریم از کیش
Post #570
608
یادداشتهاینیاثمری عده ای فکر میکردند مرده ام. آخر چند روزی هیچ فعالیتی در فضای مجازی نداشتم. متاسفانه غلط پنداشتند. زنده بودم. زنده اما هراسان و خسته. یادم است وقتی بچه بودم فیلم ترسناکی که پخش میشد تا مدت ها نمیخوابیدم. در روز تپش قلب داشتم و از تنها ماندن حتی در روشنای…
- ❤ 3