Post #562
541
یادداشتهاینیاثمری آمدم داخل. مگی هم به من چسبیده. چند لیس به انگشت سردم زد و کنارم حالا خوابیده. نمیدانید زبان سگ ها بر خلاف گربه ها چقدر لطیف است. لیس سگ چیز خوبی است. از آن چیز های خیلی خوب این دنیا.باعث میشود همیشه های دهشتناک این جهان را فراموش کنی. مثل همیشه نبودن کسی.…
۲۲ و ۵۹ دقیقه. هوا طوری برفی است که که اگر جمهوری اروسی حاکم بود، برای هر مجردی که قدم در این شب برفی بگذارد حق تیر قرار میداد. خلاص شدن بهتر از تنها زنده بودن در این هواست. معشوق. این هوا بدون معشوق معنا ندارد. نه کسی که با آن فقط بتوانی بخوابی. با کسی که احساس کنی تویی در دیگری. مثل دیدن خود در آیینه.
- ❤ 2