♨️ تله انرژی خلیج فارس؛ وقتی هیچ مسیر امنی برای خروج نفت و گاز وجود ندارد
🔻 تحلیل «الطاف موتی» در پایگاه اوراسیا ریویو نشان میدهد جنگ میان ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا فرض قدیمی امنیت انرژی خلیج فارس را زیر سؤال برده است؛ این فرض که نفت و گاز منطقه همیشه راهی برای رسیدن به بازارهای جهانی پیدا خواهند کرد. پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی، معادل نزدیک به یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان، از تنگه هرمز عبور میکرد. اما اکنون تنها هرمز در معرض تهدید نیست و خطوط لوله، بنادر، نفتکشها و مسیرهای جایگزین نیز به بخشی از میدان درگیری تبدیل شدهاند.
🔻 ۱. دور زدن هرمز دیگر به معنای خروج از بحران نیست: عربستان با خط لوله شرق به غرب و انتقال نفت از میادین شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ، یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین هرمز را در اختیار داشت. این خط لوله با ظرفیت حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز، برای کاهش وابستگی عربستان به هرمز طراحی شده بود، اما حملات پهپادی و آسیب به زیرساختها باعث توقف موقت آن شد. به این ترتیب، مسیری که قرار بود راه فرار از بحران باشد، خود به هدف حمله تبدیل شد.
🔻 ۲. دریای سرخ نیز یک گلوگاه دیگر است: انتقال انرژی از طریق ینبع به معنای عبور کشتیها از دریای سرخ و در نهایت بابالمندب است. پیشروی انصارالله در سواحل یمن و افزایش ناامنی این منطقه، یک فشار مضاعف بر صادرات خلیج فارس ایجاد کرده است. بنابراین، حتی اگر هرمز دور زده شود، صادرات همچنان به یک گذرگاه استراتژیک دیگر وابسته میماند و همین مسئله «تله انرژی» خلیج فارس را شکل میدهد.
🔻 ۳. گاز آسیبپذیرتر از نفت است: برای صادرات LNG گزینههای جایگزین کمتری وجود دارد. قطر و امارات سهم قابلتوجهی از صادرات LNG عبوری از هرمز را در اختیار دارند و بخش بزرگی از محمولههای آنها باید از این تنگه عبور کند. از سوی دیگر، چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از اصلیترین مقصدهای انرژی خلیج فارس هستند؛ بنابراین اختلال طولانیمدت میتواند از یک بحران منطقهای به بحران جهانی انرژی و افزایش تورم منجر شود.
🔻 ۴. حتی بدون توقف صادرات، بازار آسیب میبیند: افزایش ریسک جنگ باعث رشد هزینه بیمه و حملونقل و افزایش عدمقطعیت در قراردادهای انرژی میشود. به همین دلیل، بازارها میتوانند پیش از آنکه حتی یک بشکه نفت یا محموله LNG از بین برود، نسبت به احتمال اختلال واکنش نشان دهند. آمریکا قادر به اسکورت کشتیها و دفاع از برخی زیرساختهاست، اما نمیتواند تمام خطوط لوله، بنادر، نفتکشها و مسیرهای دریایی را بهطور دائمی مصون کند.
🔻 در نتیجه، راهحل فوری بازگرداندن آزادی کشتیرانی است، اما راهحل بلندمدت تغییر جغرافیای انرژی منطقه است؛ بهگونهای که هیچ تنگه، خط لوله یا درگیری نظامی واحدی نتواند همزمان بخش بزرگی از انرژی جهان را تهدید کند.
https://www.eurasiareview.com/24092026-the-gulf-energy-trap-why-there-is-no-safe-route-out-of-the-middle-east-war-oped/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Post #6128
249