♨️ جنگ ایران خلیج فارس را فراتر از واشینگتن سوق میدهد؛ پایان اتکای یکجانبه
🔻 یادداشت«برایان هادسون» در پایگاه FPIF، به پیامدهای بنبست جنگ ششماهه میان آمریکا و ایران بر معماری امنیتی خلیج فارس میپردازد. هادسون استدلال میکند ناتوانی واشینگتن در باز نگه داشتن تنگه هرمز و مصونیتبخشی به متحدان عرب در برابر پرتابههای ایران، «معامله امنیتی قدیمی» را باطل کرده است. در نتیجه، پادشاهیهای خلیج فارس بدون آنکه قصد «طلاق استراتژیک» از آمریکا را داشته باشند، در حال گذار به سوی چندجانبهگرایی و طراحی «طرح B» برای تضمین بقای خود هستند. نویسنده ارکان این چرخش پارادایمی را در سه محور تبیین میکند:
🔻 ۱. آسیبپذیری زیرساختها و فرسایش اعتماد به واشینگتن:
انسداد هرمز (شاهرگ یکپنجم نفت جهان) انقباض اقتصادی ۷ درصدی قطر در سهماهه نخست را رقم زد و ثبات اقتصادی کل منطقه را لرزاند. آسیب به پایگاههای میزبان ارتش آمریکا اثبات کرد که برتری نظامی واشینگتن لزوماً به مهار تبعات اقتصادی و سیاسی جنگ ترجمه نمیشود. از منظر پایتختهای عربی، چتری که خاک میزبان را به سیبل حملات تلافیجویانه بدل کند، توجیه راهبردی خود را از دست داده است.
🔻 ۲. دکترین تنوعبخشی؛ بیمهسازی به جای همپیمانی ضدآمریکایی:
پاسخ خلیج فارس به این بحران در قالب بیمهسازی ژئوپلیتیک تجلی یافته است: توسعه خطوط لوله و بنادر جایگزین توسط امارات، پیوستن عربستان به ائتلاف جمعی با ترکیه و پاکستان (پیمان مکه)، حفظ نقش میانجیگرانه عمان و قطر، و درخواست از پکن برای اعمال نفوذ بر تهران. این اقدامات نه چرخشی ضدآمریکایی، بلکه تلاشی عقلانی برای از بین بردن «نقاط منفرد شکست» در ترتیبات دفاعی و ترانزیتی است.
🔻 ۳. بازتعریف روابط ذیل منطق «اول آمریکا»:
شعار «اول آمریکا» در نگاه پادشاهیها یعنی اولویت منافع داخلی واشینگتن بر امنیت شرکا. بنابراین، روابط با آمریکا از وضعیت انحصاری به حالتی «مشروط، دادوستدی و غیرانحصاری» تغییر یافته است. هادسون نتیجه میگیرد اگر واشینگتن نتواند خود را با این استقلال عمل و طرحهای جایگزین منطقهای تطبیق دهد، سیاست «اول آمریکا» عملاً به «تنهایی آمریکا» در خلیج فارس منتهی خواهد شد.
https://fpif.org/the-iran-war-is-pushing-the-gulf-beyond-washington/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Post #5950
324