♨️ انصارالله؛ نخستین آزمون بزرگ برای پیمان دفاع مشترک مکه
🔻 تحلیل «محمد عبدالقادر» در وبگاه ریسپانسیبل استیتکرفت، به بررسی آزمون پیشروی «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در برابر حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن میپردازد. عبدالقادر استدلال میکند با وجود بند دفاع جمعی (حمله به یک عضو بهمثابه حمله به همه)، فقدان شفافیت در تعهدات عملیاتی، پاسخ به حملات نامتقارن یک بازیگر غیردولتی موشکی مانند انصارالله را در یک «منطقه خاکستری» قرار داده است. نویسنده ابعاد این رویارویی و دلالتهای نظامی آن را در سه محور تبیین میکند:
🔻 ۱. تعریف آستانه درگیری و بازتعریف پدافند بهجای حضور زمینی:
ورود ارتشهای ترکیه یا پاکستان به خاک یمن نامحتمل است. با این حال، ارزش واقعی این پیمان برای ریاض نیازی به پیادهنظام در خطوط مقدم یمن ندارد؛ بلکه از طریق اشتراک اطلاعاتی، هشدار زودهنگام، سامانههای پیشرفته ضدپهپاد، جنگ الکترونیک و گشتهای شناسایی دریایی محقق میشود. این همافزایی فنی هزینه عملیاتی هرگونه حمله جدید به تأسیسات نفتی یا اهداف مرزی عربستان (نظیر نجران) را برای صنعا بهشدت افزایش میدهد، بدون آنکه آنکارا یا اسلامآباد را به طرف مستقیم جنگ یمن تبدیل کند.
🔻 ۲. دگردیسی در محاسبات استراتژیک انصارالله و تهران:
احمد صالح، تحلیلگر مسائل یمن، تاکید میکند تداوم حملات انصارالله دیگر صرفاً یک تنش دوجانبه با ریاض تلقی نمیشود؛ بلکه پای شرکای منطقهای جدید را به ساختار دفاعی شبهجزیره باز میکند. این موضوع برای تهران نیز پارادوکس میآفریند: تداوم فشار از جبهه یمن، بهجای انزوای ریاض، پیوند دفاعی رقبای منطقهای علیه محور مقاومت را تحکیم میبخشد.
🔻 ۳. آزمون دریای سرخ و پارادوکس راهبردی واشینگتن:
نخستین اصطکاک عملیاتی احتمالاً نه در مرزهای خاکی، بلکه در دریای سرخ و آبراه بابالمندب رخ خواهد داد؛ جایی که اسکورت نفتکشها، پایش هوایی و صیانت از بنادر حیاتی عربستان در اولویت قرار دارد. برای آمریکا، این خوداتکایی منطقهای با سیاست تقسیم بار مسئولیت همخوان است، اما استقلال تصمیمگیری ریاض، آنکارا و اسلامآباد میتواند کنترل بحران را از دست کاخ سفید خارج ساخته و موازنه میان «بازدارندگی» و «تشدید تنش ناخواسته» را شکنندهتر کند.
https://responsiblestatecraft.org/mecca-agreement-turkey-pakistan/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
Post #5853
567